آبان
۰۵
    
ارسال شده توسط (حدیثه) در موضوع ادبی در تاریخ آبان-۵-۱۳۸۵

اومدم

:-$

پیش از سحر همیشه تاریک است.اما تاکنون نشده که خورشید طلوع نکند.به سحر اعتماد کن…!

"اسکاول شین"



 
آبان
۰۳
    
ارسال شده توسط (حدیثه) در موضوع شعر در تاریخ آبان-۳-۱۳۸۵

 نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر سحر نزدیک است

هر دم این بانگ بر آرم از دل

وای … این شب چه قدر تاریک است

خنده ای کو که به دل انگیزم ؟

قطره ای کو که به دریا ریزم ؟

صخره ای کو که بدان آویزم ؟

مثل این است که شب نمناک است

دیگران را هم غم هست به دل

غم من لیک غمی غمناک است

 

ســهــراب

پ.ن: دو روزی رفتم تهران، پیشه داداشی جونم ! بعد از اون هم چالوس و رامسر و …..! جاتون خالی خوش گذشت، اما امروز بد تموم شد . « عیـــد رو به همــتون تبریک میگم»



 
مهر
۲۸
    
ارسال شده توسط (حدیثه) در موضوع آموزشی در تاریخ مهر-۲۸-۱۳۸۵

برای اتخاذ یک تصمیم بهتر، قدم اول باز ایستادن از پیگیری یک تصمیم ضعیف است.

* تصمیم گیری بهتر
یک فهرست اختصاصی پنج دقیقه ای، یک تصمیم کاری یا شخصی

* دو روش قابل اعتماد برای تصمیم گیری بهتر:
۱- عقل سرد ۲- قلب گرم
از عقلم استفاده خواهم کرد با پرسیدن یک سوال عملی از خود و با دلم به مشورت خواهم نشست با پرسیدن یک سوال شخصی از خود.

* وقتی فقط در پی نیاز واقعی باشم مصم تر می شوم، اتخاذ تصمیمات بهتر و زودتر صورت میگیرد.

* هرچه اطلاعات جمع آوری شده بیشتر می شود از حق گزینش های خود بیشتر آگاه می شویم.

- ابتدا باید بدانم که احتمالا چندین حق انتخاب دارم که از آنها آگاه نیستم. هنگامی که اطلاعات لازم را گرد آوردم از اختیارات خود بیشتر آگاه میشوم. در جریان گزینش، آن را انتخاب میکنم که نیاز واقعی را بر آورد.

- فکر کردن به تمام جوانب:
از خود سوال میکنم: بعداً احتمالاً چه اتفاقی می افتد؟ و بعد ….؟ و بعد از آن چه ….؟

+ خواسته ها همان آرزوها هستند، نیازها ضروریات می باشند، نیازها برای موفقیت و احساس رضایت لازمند.

نیمه دیگر { تصمیمات من، اعتقاداتم را آشکار می سازد }

راستی و درستی من { هرچه زودتر بتوانم حقیقت را ببینم زودتر می توانم تصمیم بهتر بگیرم }

+ تصمیمات ضعیف من بر اساس توهماتی که در زمان تصمیم گیری به آنها معتقد بوده ام گرفته شده اند.

+ ما اشتباهات یکدیگر را آسانتر می بینیم، بنابراین خودِ خود را بکناری میزنم و از دیگران سوال میکنم که چه می بینند.

+ احساسات من اغلب نتایج را پیشگویی می کنند، ما اغلب به نتایجی میرسیم که بطور ناخودآگاه معتقدیم شایسته آهنا هستیم.

با دلم مشورت میکنم و یک سوال خصوصی از خود می پرسم: آیا تصمیمات من نشانگر صداقت من با خودم، اعتماد به فراستم و شایستگی بیشترم هستند؟
آری ــ یا نه ــ

” راهنمای تصمیم گیری بهتر ”
YES or NO
دکتر اسپنسر جانسون



 
مهر
۲۰
    
ارسال شده توسط (حدیثه) در موضوع شعر در تاریخ مهر-۲۰-۱۳۸۵

من چه می دانستم هیبت باد زمستانی چیست

من چه می دانستم سبز می پژمرد از بی آبی

سبز یخ می زند از سردی دی

من چه می دانستم دل هر کس دل نیست

قلب ها ز آهن و سنگ

قلب ها بی خبر از عاطفه اند



 
مهر
۱۸
    
ارسال شده توسط (حدیثه) در موضوع ادبی در تاریخ مهر-۱۸-۱۳۸۵

روزی در آخر ساعت درس یک دانشجوی دوره دکترای نروژی ، سوالی مطرح کرد: استاد،شما که از جهان سوم می آیید،جهان سوم کجاست ؟؟

فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود.من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم.

به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد. 

                                                                                                                                   پروفسور حسابی 



 
شهریور
۱۵
    
ارسال شده توسط (حدیثه) در موضوع وبلاگ در تاریخ شهریور-۱۵-۱۳۸۵

سلام دوستای گلم!

یه خبر دارم! میخوام برم خونه نو، دارم اسباب کشی میکنم!

 بالاخره توی کوچه پشتی یه خونه بهم دادن! صادق جونم زحمتشو کشیدن. فعلا که ذوق دارم، اونم از نوع خیــلــی!

ولی اینم بگم، دل کندن از این خونه خیلی سخته ها!

توی این مدتی که اینجا می نوشتم، با افراد زیادی آشنا شدم و ازشون خاطره های خوب و بد دارم! حرفای قشنگ، پر از محبت،و نصیحتای خوب خوب!

ورود به خونه جدیدم رو میخوام با یه داستان شروع کنم!

 یه داستان ناز که دنباله داره! دوسش دارم! خوشحال میشم بیاین پیشم!                                    

از همه تشکر میکنم!

دوسِتون دارم!

حدیث!

پ.ن۱: اگه زحمتی براتون نیست لینکمو تو پیونداتون عوض کنین! ممنون میشم!

پ.ن۲: آدرس خونه جدیدم    Sad Eye Never lie     :X