آبان ۲۹

دیروز واسه  ناهار که رفتیم خونه دیدم یکی از مموش بچه ها در حال مُردن! کلی غمگین شدم. :( که آخه چرا اینجوری شد! سالم سالم بودن. دلم سوخت. دیشب هم یکی دیگه و امروز صبح هم قبل از اینکه بیایم شرکت یکی دیگه رو از دست دادم. هیچ نمی فهمم چطور شد؟! احساس میکنم که کاره آقای پدرشونه! همچین روش نشسته بود که هیچ دیده نمی شد، زدم پرتش کردم اونور ولی فایده ای نداشت آخرین پسر خانواده هم مرده شد. :-s حالا مموش تک شده و تو شیشه جدا زندگی میکنه. عسل هم با دو تا دختراش زندگی آرومی داره. خدا کنه اون دو تا نمیرن آخه خیلی غصه می خورم.

یه چند تا عکس از عسل در حال خوردن هویج گرفتم. این عکسا واسه جمعه اس.

اول که خجالت می کشید بچه م

بعدش یکمی تعارف کرد

 بعدترش که دو لُپی می خورد و هیچ حواسش به دوربین نبود

مهر ۳۰

· از اینکه صدای مهربونتو شنیدم خیلی خوشحالم!

· جوجوهمسترا هم بزرگ شدن. غذاشون جیره بندی شده! به همگی سلام می رسونن. عسل و مموش خان هم از دستم در رفتن. احساس میکنم عسل بازم حامله ست. این دفعه همه شونو لگد می کنم.

· دمت گرم. کور خوندی! یه حالی بهت بدم تو کف بمونی. از هر کسی که فکرشو بکنی نفرت انگیزتری.

· منتظر این فیلمام که خرید پستی کردم برسه دستم. ۱ و ۲

مهر ۲۱

امروز یه چند تا عکس از همسترای خوشگلم میخوام بزارم. امروز دقیقاً ۱۷ روزه شون شده. دیروز چشاشون باز شد! هنوز اسمی براشون انتخاب نکردم، چون خیلی خیلی شبیه هم هستن. فقط از روی کارایی که میکنن میتونم بفهمم کدوم کدومه. یکیشون به شدت به خوردن ذرت علاقه داره و همش تو دهنش یه دونه ذرت قایم میکنه. یکی هم همش زیره مامانش خوابه ( دختره ) ، یکی دیگه به کاهو و یکی دیگه به کلم علاقه منده. اون یکی هم خوب اگه جزو اینا نباشه خودشه! :D چهار تا گل پسر و یه دختر خانوم رو دستمون مونده بدون اسم.

اینا رو امروز گرفتم. عسل و بچه هاش داره منو ورشکست میکنه. حسابی خوراکشون بالا رفته.! در ۲۴ ساعت میشه گفت فقط نیم ساعتش رو چیزی نمی خورن. که تو اون نیم ساعتم دارن شیر عسل خانومی رو نوش جان می کنن.

طفلی باباشونم حسابی عشق درد کرده و خونه نشین شده. خیلی می ترسم ازش. فکر کنم همین که بزارمش پیششون دوباره کاره خودش رو میکنه و کلی بچه میزاره رو دستم. عسل طفلی هم که حسابی لاغر و ضعیف شده همچین ریسکی رو نمیکنم.

 

پ.ن: کسی همستر اصیل نمیخواد؟

پ.ن۲: عیدتون مبارک. شادِ شاد باشید.

مهر ۸

بچه های عسل خانومی پنج ام مهر به دنیا اومدن! پنچ تا… هنوز نمیدونم کدوماش دخترن ، کدوماش پسر. خلاصه این چند روز حسابی باهاشون زندگی کردم. بزنم به تخته عسل خیلی باهوش و عاقلِ. مموشم از خانوم بچه هاش جدا کردم. داره دق میاد بیچاره.:(

شهریور ۲۱

بعد از اینکه عکس همسترامو با کلی شوق و ذوق به یکی از دوستای دنیای مجازی نشون دادم. گفت باید خیلی مراقبشون باشیا!! وقتی بچه دار شد، بچه هاشو میخوره. منم با کلی تعجب دنبال این علت می گشتم. امروز با وبلاگ همستر کوچولوی من برخورد کردم و تمام مطالبشو خوندم، نویسنده این وبلاگ نکات بسیار بسیار ریز و دقیقی رو نوشته، که خیلی به درد من خورد.

بهترین زمان اولین حاملگی برای همستر در ۲ونیم تا ۳ ماهگیه و دوران حاملگیشون از ۱۶ تا ۲۱ روزه! مثه اینکه باید مموش و عسل خانومی رو در زمان بارداری از هم جداشون کنم. :D بعد از اینکه بچه هاشو بدنیا آورد اونایی رو که ناقص هستن میخوره! اگه بچه های سالمش رو هم خورد یعنی اینکه کمبود آهن و کلسیم داره، در این موقع قطره نیاز دارن. همسترای نر و ماده هم کم پیش میاد با هم سره سازگاری داشته باشن ولی گوشه شیطون کر فعلا که مموش و عسل خیلی خوب کنار اومدن .

                             

و اما برای اینکه بتونید با این موجودات سوسول رابطه دوستی برقرار کنید نیاز به تمرین زیادی دارین:

۱- همستر را در دست بگیرید و آنرا نوازش کنید و به او عشق بورزید ! تا خجالتی و کمرو بار نیاید. اگر از محیط جدید می ترسد بهتر است چند روز به او فرصت دهید تا به محیط جدید عادت کند. :D ( ماله من که به هیچ عنوان کمرو نیست )

۲- غذا را با دست خود به او بدهید. غذا را در کف دست خود بگذارید تا از دستان شما آن را بخورد
.

۳- وقتی در حال خوردن غذا است بسیار آرام او را نوازش کنید.

۴- در حال خوردن غذا دست دیگر خود را به صورت محافظ دور او قرار دهید .

۵- او را مدتی در کف دست خود جا به جا کنید تا ترسش از بین برود.

۶- در حالی که او را در دست خود گرفته اید به او اجازه بدهید بیرون را نگاه کند تا بفهمد که در امان است.

۷- همستر از دویدن و بالا رفتن از شما لذت می برد. ( منم لذت می برم ) :)

نکات مهم

۱- با همستر خیلی آرام رفتار کنید. او را از ارتفاع یا روی مبل و صندلی به روی زمین رها نکنید.

۲- با او آرام صحبت کنید . سرش داد نزنید و در کنار او به آرامی حرکت کنید تا از شما نترسد.

غذاهایی که باید همستر کوشولوها بخورن:

همسترها حیوونای شب فعال هستند (nocturnal) یعنی تمام روز رو میخوابن و حدودای غروب بیدار میشن و معمولا تا صبح فعالن پس هرگز در طول روز با برداشتنشون خوابشونو بهم نزنین چون حتما باعث کسالت و در صورت ادامه باعث بیماریشون میشه . بهترین جیره غذایی شامل دو بخشه:

بخش اول: غذای خشک که یا میتونین بصورت اماده ( پلت) بخرید و یا خودتون بصورت زیر تهیه کنید: ذرت - گندم - تخمه آفتابگردان به مقدار کمتر از سایر اجزا - غذای کنسانتره جوندگان - کمی جوی پرک شده . (از هر کدام مقداری تهیه و با هم مخلوط کنید )
(جوی درسته بدلیل داشتن گوشه های تیز حتما پرهیز شود چون به محوطه دهانی همسترتان صدمه خواهد زد)
بخش دوم : میوه ها و سبزیها : سیب - انگور - خیار - هندوانه -انواع توت ( غیر از مرکبات ) - هویج - کرفس - گشنیز - اسفناج - کاهو- سیب زمینی پخته - ذرت تازه (بلال) و…( همه به مقدار کم یادتون باشه زیاده روی نکنید )

ضمنا برای تامین پروتئین هفته ای دو سه بار تکه کوچیکی تخم مرغ اب پز بهش بدین که این مقدار در حاملگی و شیر دهی بیشتر خواهد شد

از دانه های مغز دار مثل : فندق - پسته و… ( بدون نمک) استفاده کنید.

- به هیچ عنوان به همستر دانه های روغنی مثل بادام و… ندهید چون از غذاهای ممنوعه است ( با این که این حیوان خیلی دوست دارد ) و به جای آن از غلات و برنج و… بدهید.

اینم یکی از سوال و جوابا:

س: بعضیا میگن همستر نجسه البته من میدونم نیستا :-o حیوون به این نازی چه جوری می تونه … باشه . اما تو می دونی اون اولا پدر مادر همستر چی بوده ؟ یعنی چه جوری حیوونی به اسم همستر به وجود اومده تا من با مدرک بهشون ثابت کنم که این لوسیه نازم اونجوری نیست!

ج: پدر و مادر همستر از اول هم همستر بوده اما تو بگو مرغ بوده که پاک بشه :D من در این مورد نظر نمیدم چون یه دفه همه حمله ور میشن میگن مگه تو مرجع تقلیدی ٬ اما من تو دوتا از رساله ها خوندم که اگر حیوانی گیاهخوار باشه و غذای پاک بخوره ادرار و مدفوعش نجس نیست من خودم اینو قبول کردم حالا هرکی خواست قبول کنه یا نکنه من مسئول نیستم نه فتوا میدم نه گناه کسی رو به گردن میگیرم هرجور خودتون میدونین!

شهریور ۱۲

صادق عزیزم واسم همستر خرید. الان ذوق زده هستم :D

هنوز اسمی براشون انتخاب نکردم، اگه کمکی بکنین و چند تا اسم پیشنهاد بدین ممنون میشم! این سفیده یه خانومه و اون قهوه ایه هم یه آقای همستره…

Smiley

 

پانزدهم نوشت:اسم انتخابیدم! هی میخواستم اسم خارجکی پیدا کنم ولی گفتم هیچی مثه اسمای ایرونی نمیشه :دی…

آقای مَموش و خانومه عسل :)

مطالب بعدی »