اول نوشت: دوست دارم کامل بخونید و نظرتونو بگین! ![]()
در یکی از پستهایت چند روز قبلت سوالهایی مطرح شد و جوابهایی داده شد. فکر می کنم اگر هر کس استدلالهای خودش را بنویسد و جایی بگذارد که بقیه بخوانند مجموعه قشنگی شود.
من استدلال های خودم را می نویسم. نمی خواهم قضاوت شوم. فقط میخواهم خوانده شوم و انگیزه ای شوم که بقیه هم برای خود استدلال کنند و بنویسند و بفرستند و من بخوانم و دیگران هم بخوانند.
هر کس بر پایه اعتقاداتش استدلالی دارد و من با استدلال هایی در حد خودم این جوری شروع کردم و جواب دادم: من به چه چیزی شک ندارم؟…..
به این که ما یک مشت موجودیم که توی یه دنیایی داریم زندگی می کنیم و با قدرت فکر و دانش و تکنولوژی هر روز پیشرفهایی داشتیم و اطلاعات جدیدی از اطراف به دست آورده ایم. خوب تا این جا را من یکی شک ندارم.
دراین دنیا به نظر میرسد ما تنها موجود زنده هوشمند در کل جهان باشیم. کس دیگری نیست. تنها موجودات دارای هوش که روش زندگی خود را خود می سازند و قدرت انتخاب دارند ما انسانها هستیم. طبق تحقیقات همین آدمها، چندین هزار سال است که نسل انسان وجود دارد و این قدر باهوش بوده که در هر دوره با وجود مشکلاتی مثل بیماریهای کشنده و قحطی و جنگ که باعث انقراض نسل بسیاری ار حیوانها شده است؛ نه تنها منقرض نشده ، که بیشتر و پیشرفته تر هم شده است.
خوب حالا من سه حالت را برای آینده فرض می کنم: ۱-نسل انسان منقرض شود. ۲-نسل انسان آنقدر باهوش شود و مترقی شود که بتواند آفریننده هستی و موجودات جدیدی شود. ۳- تا ابد!!! به همین شکل نسل از پی هم به وجود آید و برود و بیاید.
درحالت اول: بقیه دنیا چه می شود؟ اگر قرار بود منقرض شویم چرا زودتر نشدیم. چه چیزی باعث شد که تاحالا بمانیم؟
در حالت دوم: موجوداتی که ما به وجود می آوریم چه می شوند؟ در بهترین حالت سرنوشت مارا پیدا می کنند یعنی آفریننده می شوند و…. سیکل تکرار می شود.
در حالت سوم: خوب آخرش چی؟ این که خیلی بی مزه است. یک مشت آدم آمدند و یکسری چیز برای خود ساختند و بیشتر و بیشتر … .
و در هر سه حالت: در این میان یک سری عذاب کشیدند و عده ای خوش گذراندند. بعضی، بعضی دیگر را آزار دادند. رییس جمهوری آمد و حق ملتی را به باد داد و کسی نتوانست کاری کند. رییس جمهور دیگری آمد و قشون کشی کرد و مردم کشور دیگری را به خاک وخون کشید و رفت و بعد هم … و هیچی. یعنی همه اینها کشک است؟ کسی نیست که کمک کند حق های به باد رفته را بگیریم؟ کار و فعالیت و رنج وعذاب و انتظار و امید و …. یعنی همه اینها کشک است؟ اگر من ارزش وجود انسان را در کل جهان وجود قبول دارم و اگر هوش ودرک و فهم او را که طی هزاران سال باقی مانده و زندگی کرده و پیشرفت کرده ،قبول دارم پس اینها کشک نیست.
باید چیز دیگری هم باشد. چیزی که در آن احساس باشد. لذت باشد. جاودانگی باشد. چیزی که شور زنده ماندن داشته باشد. حرف مساوات من را با آن آدم اهل اروپا و امریکا بزند. باید چیزی باشد که حتی اگر من یک آدم عامی هستم که محتاج نان شبم ، که وقتی آدمی هستم زحمتکش، که قدرت خرید مثل بقیه را ندارم تحقیرم نکند و به من حرمت دهد و ارزش دهد.
آیا فقط منم که این فکرها را می کنم؟ نه. وقتی کتاب می خوانم می بینم همیشه این سوالات بوده و جوابهایی هم بوده. یکی از هزاران جوابهایی که هست و بیشتر از همه مطرح شده و بیشتر از همه طرفدار دارد؛ این است که خدایی وجود دارد. کتابهایی هم در دنیا هست که گفته می شود از طرف خداست و آدمهایی هم هستند که ادعا دارند با خدا ارتباط دارند.
نمی دانم آیا این جواب می تواند همه سوالات ذهن مرا جواب دهد و مرا راضی کند؟ و یا این که من باید بروم و دنبال جواب دیگری بگردم؟ آیا آن چیزی که من می گویم باید وجود داشته باشد خداست؟ من کتابهای منسوب به خدا را نگاه میکنم. سوالات مرا و خواسته های مرا جواب می دهد. ولی نه همه را. من آنها را می خوانم. استدلالهایی دارد و من می پذیرم خدا وجود دارد. میگوید اساس هستی بر عشق است. بر راستی است و بر عدل است. می گوید که ما روحی داریم و جاودانه است و اعمال ما جاودانه اند و هر عملی که در دنیا انجام دهیم اثر آن می ماند. اینها را می پذیرم.
اما … در همه این کتابهای منسوب به خدا ، مطالبی هست که با هم جور در نمی آید. در بعضی نظراتی هست که در بعضی دیگر آن را رد کرده است. بعضی به نظر می آید در زمان ما صحیح نمی باشد. نکند بعضی دروغ باشد. کتاب زرتشتیان , کتاب انجیل , کتاب زبور, کتاب تورات, کتاب قران, کتاب جبران خلیل, کتاب شعر فردوسی،کتاب شعر کعب ابن اشرف, کتاب شعر سعدی، تاریخ ویل دورانت،کتاب مفاتیح و…. کدام یک واقعا کتاب خداست؟ اصلا خدا کتاب دارد؟ کدام یک از اینان واقعا با خدا ارتباط داشته اند؟
یک سری از این کتابها خودشان ادعای کتاب خدا بودن را ندارند . حالا این وسط چرا من آنها را منسوب به خدا بدانم؟ اصلا من می خواهم همه کتابها را بخوانم و آنچه را که با عقل خود مناسبتر برای شرایطم می دانم. انتخاب کنم. چه میخوانم ؟ کتاب حافظ و سعدی و جبران خلیل جبران و مارکس …. بخوانم و بهترین ها را انتخاب کنم.
مشکل من این است که خیلی از این مطالب را نمی فهمم. می ترسم پس از کلی وقت گذاشتن و فهمیدن تازه بفهمم خطا دارد خطایی از نوع انسانی. هرکدام را می خوانم به خودم می گوید پس آن یکی دارد اشتباه میکند. گیج می شوم. وقت هم کم می آورم. بعد هم مگر می شود هر آدمی برای بهتر بودن بخواهد همه اینها را بخواند و در واقع تحقیق کند .
مثلا همان میوه فروش سرکوچه ما هم؟ فرض کنم می شود حالا در و اقع من زمین ضاف را دارم و می دانم آن چیزی که خدایش می نامم آن بالاست؛ ولی نمی دانم کدامیک از نردبانهایی که اینجاست تکیه گاه درستی داردو پله هایش هم سالم است و کوتاه هم نیست و می توانم تا پله آخر بروم و برسم ……. می توان یکی یکی همه نردبانها را امتحان کردو به نتیجه رسید. ایرادی هم ندارد؛ قفط شاید وقت کم بیاورم و شاید هم طوری زمین بخورم که لگنم بشکند و چند ماه گچ و بستری بیمارستان و …. کسی می داند من چقدر وقت دارم؟
راه دیگر این که می توان اول آنها را نگاه کرد و بررسی کرد که آیا سالم است؟ محکم است؟ اندازه اش مناسب است؟ بعد از قیاس از آن که بهترین است بالا برویم و ببینیم چقدر می توانیم بالا برویم. شاید هم خدا علامتی روی نردبان واقعی گذاشته که من بتوانم آن را از بقیه تمیز دهم. یک نشانه مثلmade in god که لب نردبان حک باشد.
وقتی من یک VCD می خرم دنبال دفترچه راهنمایش می گردم. انتظار دارم برا ی این که بفهمم چطور از آن استفاده کنم راهنمایی وجود داشته باشد. که بفهمم چکار کنم که زود خراب نشود. حالا من یک چنین چیزی می خواهم که بفهمم با VCD (با خودم ) چکارکنم که بهینه استفاده باشد ( که هرز نروم). که نخواهم آزمون و خطا بکنم که نخواهم حرف آدمهایی را گوش دهم که آنها هم در حد من هستند و فکرمی کنند و در حد من با VCD (با خودم) آشنا هستند. آرزوی بزرگیست؟ شرکت سونی یا شرکت تکنیک و یا شرکت پانا سونیک که توانسته یک VCD بسازد می تواند یک دفترچه هم چاپ کند که مشکلات مرا برطرف کند. هم مشکلات مرا به عنوان یک استفاده کننده و هم مشکلات یک تعمیرکار را جهت رفع ایراد این دستگاه. نمی تواند؟
خدا هم میتواند و هم می خواهد و هم باید اینکار را بکند. چون من این را می خواهم. منِ انسان. اگر مرا علیرغم میل خودم به وجود آورده حالا باید کمی هم به حرفهای من راه رود. نباید؟ و من برای خودم عزیزم. نمی خواهم زشت جاودانه شوم. می خواهم بهترین باشم. زیباترین باشم و ثروتمندترین باشم و آنگاه جاودانه شوم و آن خدایی که آن جا نشسته باید به من بگوید چه کنم و چه نکنم. وگرنه….. خودم را می کشم. وگرنه ادامه نمی دهم. وگرنه نسل خود را منقرض می کنم.
بعد از هزاران سال تلاش انتظار نداریدکه کوتاه بیایم. دارید؟ حالا من انسان یک VCD دارم و یک کتابچه راهنما .آیا این کتابچه هایی که به من داده اند کدامشان کاملتر است؟ کدامشان همه نکات را نوشته است؟ کدامشان را کسی پاره نکرده؟ کدامشان اشتباه چاپی ندارد؟ یک سری از این کتابچه ها شاید مال سه هزار سال قبل باشد و جدیدترین آن مال ۱۴۰۰سال قبل است. از بعضی از آنها نسخ مختلف وجود دارد و هر کس یک کتاب دارد و ادعا می کند که کتاب اصل را دارد. در این میان کتابی هست که هرجا بروم یک شکل است. در هر خانه و در هر کشوری که بروم همه شبیه هم است و یک واو هم تفاوت ندارد. این نشان می دهد که کسی در جایی به میل خود آنرا دستکاری نکرده و بعد تحویل جامعه اطرافش دهد. نکند از همان اول این کتاب نوشته دست فرد باهوشی بوده که توانسته این گونه کتابی را به همه غالب کند؟
چطور می توان ثابت کرد که این کتاب از خداست و نه از انسان؟ چه راههایی وجود دارد؟
۱- اگر ثابت شود مطالب این کتاب از قدرت نوشتن یک انسان خارج است پس خداییست.
۲- اگر ثابت شود مطالب این کتاب خطا دارد انسانیست
۳- اگر ثابت شود محمد قبل از نوشتن این کتاب سالها تحقیق کرده و در خلوت مرتب مطالبی را یاد داشت می کرده و با دانشمندان دنیا مراوده داشته می توان کفت شاید نویسنده کتاب خود اوست.
برای بررسی این موارد چند کار می توان کرد:
۱- به ۱۴۰۰سال قبل سفرکنیم و ببینم دقیقا چه اتفاقی افتاده که فعلا این کار عملی نیست.
۲- از نوشته های آن دوران استفاده کنیم ببینیم اطرافیان محمد چه گفته اند. گفته اند تاجر بوده و بی سواد. شاید نوشته ای که خلاف آن را هم نوشته وجود داشته باشد. یعنی این همه آدم در طی ۱۴۰۰سال سر کار بوده اند و تا حالا کسی این مطلب را انتشار نداده که جلوی انحراف بقیه را بگیرد؟ آن هم کسانی که دشمن بوده اند و دنبال یک نقطه ضعف میگشتند.
شاید من همان آدم یگانه ام که باید پته او را روی آب بیاندازم و البته این کار را بدون سند و مدرک نمی توانم بکنم باید بروم سند تاریخی بیاورم و بگویم چطور به این نتیجه رسیده ام. پس یا باید یک محقق تاریخی و دینی شوم و یا سخنان محققان تاریخی و دینی را که در این زمینه کار کرده اند بپذیرم. غیر از این راه دیگری دارم؟ فکر نمی کنم بتوانم الکی دستم را رو … بگذارم و بگویم همه دروغ می گویند ولی من دلیلی برای اثبات دروغگویی آنها ندارم. می توانم؟ حالا در نهایت اگر قبول کنم که قرآن کتابیست خداییست و خطا ندارد دیگر کاری نمی ماند؛ جز فکر کردن و باور داشتن و خواندن و عمل کردن. می ماند؟ اگر خدایی بودن قرآن را قبول کنیم در فرستاده بودن محمد شکی نمی ماند. می ماند؟ آیا تاحالا کسی قرآنی با یک مطالب دیگر دیده که چاپ شده باشد؛ که بروم و بررسی کنم که آیا تحریفی صورت گرفته یانه ؟ همه یکیست . همه یک شکل است. پس اصلا ادعایی وجود ندارد که ثابت کردن بخواهد یا بررسی کردن لازم داشته باشد. آن کتاب را که ادعای خدایی دارد نشان دهید تا بررسی کنیم. ( در خدایی بودن تورات انجیل و زبور کسی شک ندارد. متعدد بودن نسخ آن هم نشانه تحریف آن است. اصلا اگر این کتابها بدون عیب بود چه لزومی داشت پس از آن کتاب دیگری نازل شود؟ پس باز هم جای شک ندارد. بقیه موارد هم باید هر کدام تک به تک بررسی و ثابت شود)
حالا وارد مرحله دیگری می شوم . شما یک VCD دارید. چه فیلمی درآن می بینید ؟ در چه سطحی از ساختار فیلم لذت می برید؟ یکی ممکن است با یک فیلم فارسی لگد درهوا بزند. کسی ممکن است فیلم هالیوودی بخواهد و یا یک فیلم هندی. یا سبک فیلم ترسناک و یا فیلم ….. و یا خانوادگی. آیا انتخاب یک فرد بی سواد و میوه فروش با یک فرد ی که باهوش است و زیاد فکر می کند یکسان است؟ هر کدام یک نوع فیلم سفارش می دهد و می بیند.
اگر کسی باشد که تابه حال در عمرش تلویزون نداشته و ندیده آن وقت باید او را با تشویق و التماس نشاند و برایش توضیح داد تا از این جعبه نترسد.
همین برخورد را آدمهای مختلف با کتابهای مختلف و یا بعضا با یک کتاب دارند. کسی می خواهد قرآن یخواند بعد ترس و وحشت جهنم آن را خیلی غالب می بیند. کسی دیگر بعد قوانین و ادای فرایض را و کسی بعد س ک س و صیغه و حوری را می چسبد.
هر کدام از این آدمها به چیزی می رسند که می خواهند و بقیه را ول می کنند. در واقع هر کسی از ظن خود شد یار من. دراین میان کسی سود بیشتری کرده که همه را خوانده همه را یکسان برداشت کرده و بستر آماده ای هم داشته است. یکی وقت ندارد دنبال این کارها برود و به شنیدن چند آیه از بقیه اکتفا می کند. شاید فردی که یک آیه نقل قول می کند همان آدم س ک س ی باشد و برای شما دراین باب آیه نقل قول کند. و یا آن فرد خشکه مقدس باشد و فقط برای شما از ادای فریضه آیه بیاورد. این آدمها هیچ کدام واقعا بد نیستند. ولی تنگ نظرانی هستند که فقط در تاریکی به خرطوم فیل دست زده اند و فکر می کنند فیل شکل ستون است.
یا من می خواهم از همین دسته آدمها باشم و یا نمی خواهم. اگرنمی خواهم پس باید خودم بروم بخوانم ( همه اش را هم بخوانم ) و فکر کنم و معنی کنم و باز هم فکر کنم. با بقیه صحبت کنم و در جستجو باشم. کتابهای دیگر را بگردم. شاید پس از خواندن کتاب دیگری به درک مفهومی برسم که در قرآن آمده است. شاید وقتی بینوایان را بخوانم و یا موسیقی بتهون را گوش دهم و یا نقاشی رامبراند را ببینم به حسی برسم که دیگر بعضی آیه ها برایم نا ملموس نباشند و با آن ارتباط روحی برقرار کنم. در واقع هر چه بکارم درو می کنم.
این شما هستی که انتخاب می کنی از کدام دسته آدم باشی و کجای قرآن را بخوانی و درک کنی و عمل کنی.اینجا وقتی قرآن را اضلی بدانم آن وقت بقیه موارد را فرعی فرض می کنم. بقیه موارد مثل یک زمین صاف و یک تکیه گاه است و قرآن مثل یک نردبان است و خدا آن بالاست. هر کدام کامل نباشد این بار به منزل نمی رسد.
حالا به اینجا که رسیدی آن وقت قضاوت کن که آیا قرآن را می تواند یک انسان بنویسد یانه؟ و آیا خطا دارد یا نه. اینجا دیگر می توانی یک کارشناس باشی. در واقع یا باید کارشناس باشی یا باید حرف کارشناسان راقبول کنی. آن هم نه هر کارشناسی.کار شناسانی که کتاب خوانده باشند و زحمت کشیده باشند و فکر کرده باشند. اگر به همه آنها شک داری” بسم الله” راه بیافت و خودت کارشناس شو.
من به خدا و پیامبرش و قرآنش ایمان دارم. باقی فسانه است. مهرو ۳۶ ساله تهران
پ.ن: مهرو عزیز تشکر میکنم، ایمیل جالب و کاملی بود. واقعا لذت بردم. امیدوارم همه دوستان این متن رو کامل و با حوصله بخونن و دلایل خودشون رو بگن.











