Daisypath Next Aniversary Ticker
Sad Eye Never Lie » شل سیلوراستاین
خرداد ۸

امروز هوس شل داشتم، کتابامو بیرون آوردم و تمامی صفحه هاش رو برای هزارمین بار مرور کردم؛ :)

Stupid Pencil Maker

Some dummy built this pencil wrong

The eraser’s down here where the point belongs

And the point’s at the Top-So it’s no good to me

It’s amazing how stupid some people can be

مداد ساز احمق

یه احمق این مداد رو عوضی ساخته

پاک کن رو به جای نوک گذاشته

نوکش هم گذاشته سر مداد که من دوست ندارم

واقعا عجیبه ها بعضی ها چقدر گیج هستند

کتابای عمو شلی

اردیبهشت ۵

اینجا برای اینکه وارد یه اتاق بشی، باید درش رو به زور باز کنی.

وقتی میای بیرون باید درش رو محکم ببندی.

اینجا آدما از هم خیلی فاصله دارن

از هم خیلی دورن!!!

مهر ۱

همین الان یکی از دوستا پی.ام فرستاد که وبلاگش به روز شد، تند تند رو لینکش کلیک کردم، اگه گفتی چی دیدم؟

« شل سیلوراستاین » رو دیدم.

تقریبا از زمانی که کوچ کردیم شمال توسط یکی از دوستام با کتابای عمو شلی آشنا شدم. وای چقدر کیف می کردم کتاباشو می خوندم و هر چی به ذهنم می رسید رو زیرش پی.نوشت می کردم.

هــِی چه دورانی داشتیم. اول کتابای نرگس دوستم رو خوندم و بعد افتادم پی کتاباش، یادمه کتابفروشیای رشت رو با چه ذوقی زیر و رو می کردم. وقتی یهویی یه عالمه کتاب ازش میدیدم کور می شدم. :D

کتابای عمو شلی رو با ترجمه های متفاوتش دارم ولی کاره خانوم چیستا یثربی یه چیزه دیگه است. اون کتابایی رو هم که دو زبانه است رو به بقیه ترجیح میدم…

تو مدرسه کتابش همرام بود! برای نوشتن پی.نوشت.!

کتاب عمو شلی رو فقط به یه نفر کادو دادم :X:D ( بیست و پنج دقیقه مهلت! ) چون دوست نداشتم کسی کتابش رو داشته باشه. حس حسادت شدید بهم دست می داد. :-P

 

« من و تو »

یاد می گیرم تو چه هستی،

تو یک دریای طوفانی هستی!

تو هم یاد بگیر من چه هستم،

من یک مرغ دریایی هستم…

می بینی!

خیلی از هم، دور نیستیم…

پ.ن: اول مهر مبارک! روزایی که سال آخر واسه امتحان می رفتم مدرسه رو خوب یادمه. هر روز به شوقه اینکه چند روز دیگه هیچ وقت امتحان نمی دم و مدرسه نمیام میرفتم واسه امتحان! زیاد بهم خوش نگذشت تغییر مدرسه و دوست و شهر و دیار…..

شهریور ۶

هرگز به کسی که دوست دارید دوا ندهید

به او مربا یا نان بدهید

و به او آرزو یا آسمان بدهید

اما هرگز به کسی که دوست دارید دوا ندهید

چون هر چه که به او بدهید

روزی به شما باز خواهد گرداند…

" عمو شلی "

شهریور ۲

خورشید را می دزدم

فقط برای تو!

می گذارم توی جیبم

تا فردا بزنم به موهایت

فردا به تو می گویم چقدر دوستت دارم!

فردا تو می فهمی

فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت . می دانم !

آخ … فردا!

راستی چرا فردا نمی شود ؟

این شب چقدر طول کشیده …..

چرا آفتاب نمی شود؟

یکی نیست بگوید خورشید کدام گوری رفته؟      << فالکو >>

پ.ن: منم عضو وبلاگ گیلانیان شدم!  مبارکه! به سلامتی ایشالله! ;;):-&gt;

مرداد ۱۶

هیچ وقت به سرزمین خوشبختی رفتی؟

اونجا که همیشه همه شادن،

اونجا که همه جوک میگن،

و آوازهای شاد می خونن،

و همه چیز خوب و باحاله؟

تو سرزمین خوشبختی کسی غمی نداره

اونجا پر از خنده و لبخنده.

من تو سرزمین خوشبختی بودم

چقدر خسته کننده بود.!                       "عمو شلی"

 

پ.ن۱: روز پدر مبارک!

پ.ن۲: حالم خوبه!

خرداد ۲۳

برای اینکه دوستم داشته باشی

هر کاری بگویی می کنم

قیافه ام را عوض می کنم

همان شکلی می شوم که تو می خواهی

اخلاقم را عوض می کنم

همان طوری می شوم که تو می خواهی

حتی صدایم را عوض می کنم

همان حرفهایی را می زنم که تو می خواهی

اصلا اسمم را هم عوض می کنم

هر اسمی می خواهی روی من بگذار

خب حالا دوستم داری؟

نه _ صبر کن !

لطفا دوستم نداشته باش!

چون حالا آنقدر عوض شده ام که حتی حال خودم هم از خودم به هم می خورد. " فالکو "

 

کودک بی تاب ذهنم باور ندارد آنچه را که می بیند!

Page 1 of 3123»