تیر ۹

این بار میخوام یکمی شفاف سازی بکنم.

من حدیث هستم !  یه دختر "مهسا" و یه پسر گل "شاهین" دارم که خیلی دوسشون دارم (یه رازی داره که بماند!). ولی نمیدونم چرا دیگه لقب مامان بزرگ هم به من میدن ؟؟!

دستتونم درد نکنه بابت نظراتی که دادین و منو راهنمایی کردین به قول فهیمه عزیز "تا دیر نشده یه دقیقه به خودت نگاه کن و اطرافت رو ببین" چـــشـــم  دیدم ٬ بیشتر هم میبینم ! شبلی هم گفته که باید ببینماینم به روی چــشــم!

پ.ن۱: مهسای گلم من نمیدونستم پنج شنبه کجایی !

پ.ن۲: پسر گله من٬ شبلی میگه کرایه خونه زیاده! نمیتونیم اسباب کشی کنیم کوچه پشتی ! حالا به نظرت باید چی کار کنیم؟ نمیشه خونمون رو بچرخونیم؟ دوست ندارم کوچه منطق روبه روم باشه

پ.ن۳: دلم مسافرت میخواد! یه عالمه هم دلم مسافرت میخواد! لعنت به هرچی کلاسه٬ دوست دارم برم :((

تیر ۸

ببین حدیث: دل همه آدما عوض شده ٬ اصلا مثه قبل نیستن ! دوره زمونه به کل برگشته ! صفا و صمیمیت قبلی وجود نداره ….

ببین حدیث: هر وقت به چیزی یا کسی که شک کردی بلافاصله ازش فاصله بگیر چون واقعا پشیمون میشی و ضرر میکنی ! کوچکترین شک که در تو به وجود میاد تو باید دور بشی ! اگه به دور و برت نگاه کنی می بینی که اگه کسی روی موضوعی شک کرده و دوباره تکرار کرده اون کار رو ضربه خورده ٬ من اینو مطمئنم با چشمای خودم دیدم و با گوشای خودم شنیدم.

ببین حدیث: اینقدر قلب آدما سخت و سفت شده که٬ خیلی راحت همه چیز رو به فراموشی می سپارن٬ شاید تا یه هفته همش دلتنگی باشه فقط و فقط دلتنگی نسبت به چیزی یا کسی اما زود فراموش میکنن ! همش یه هفته کافیه !

ببین حدیث: …… !!!

آقا اصلا حدیث نمیخواد ببینه ! کی و باید ببینم ؟! ها؟ :-s

پ.ن۱: خدمت بروبچ کوچه منطق عرض کنم که با پسر من کاری نداشته باشین ٬ دعواتون میکنما ! گفته باشم .  ما دلمون بخواد سرمون میخوره به سنگ دلمونم نخواد سرمون نمی خوره به سنگ!

پ.ن۲: بروبچ کوچه پشتی ٬ خیلی باحالین شاید ما هم اسباب کشی کردیم تو کوچه شما که قلباتون بسته نیست و بازه و زخمی ) .! خونه دارین به ما کرایه بدین برا یه مدت؟!)

پ.ن۳: خوبه گل پــســر ؟:-/

تیر ۱

سلام همگی !

امیدوارم روز اول تابستون شما مثه مال من نباشه.

من امروز خیلی خسته هستم٬ رمق نوشتن ندارم !

ولی می دونین دلم نیومد روز اول تابستون آپ نکنم.!

 

سهراب میگه :

آفتاب ، بالهایم را می سوزاند ، و من در نفرت بیداری به خاک می افتم.

خرداد ۲۵

خوابم نمیاد :-s

امشب دلم همه چی می خواد.

دلم رز زرد میخواد نصفه شبی!

حالا این بماند٬ میدونی دیگه چی می خواد؟

دلم راه رفتن تو برف میخواد !!! تو سرما !! برف میخوام دیگه میگی چی کار کنم؟

نــه ! از همه بیشتر دلم خودمو می خواد! خوده خودم رو . :)

دله تو چی میخواد؟  البته اگه خواب نیستی :-p

خرداد ۱۸

اینویزیبل: مسافرا باید برن. نمیشه نگهشون داشت!

                            *******

مسافر٬ مسافره دیگه ! مگه میشه نگهشون داشت؟  

خداوند پشت و پناه همه مسافرا باشه

ولی نگرفتم اینویزیبل جان یعنی چی؟ چه ربطی به شعر داشت؟ 

من پایین نوشتم که مسافر برگشته!

اردیبهشت ۱۸

من برگشتم اصلا حوصله اینکه بازم بیام آپ کنم نداشتم!

ولی هر چی فکر کردم دیدم بازم از بیکاری که بهتره حداقل تو دنیای نت یه چرخی می زنیم چهارتا نوشته می خونیم با چهار نفر آشنا میشیم .!

حالم خوبه خوبه ها ! فقط بی حوصله هستم ٬ موندم که کی این بی حوصله گی برطرف میشه !

خدا داند !!!

هیوا مسیح میگه :

جهان را همین جا نگه دار پیاده میشوم.!!

منم همینو میگم ٬ چرا نگه نمی داره؟ ها؟

جمله جالبیه خوشم اومد !

یکی دیگه هم هست ٬ یکی از دوستان وبلاگ نویسم نظر گذاشته بود ! بگم؟

او.کی؟ می گم .

من اگر بتوانم بگویم چقدر خوشحالم اصلا خوشحال نیستم!(الهی قمشه ای(

جالبه نه؟!

 زوووووووووووووووووووود یه جا به من بدین!!! دورترین دلتنگی آدمی با من است!

:(

اردیبهشت ۱۳

ساعت شد یازده

چرا هنوز برنگشته؟ ها؟

صادق عزیز هنوز برنگشته ! دلم شور می زنه

دعا کنین که چیزی پیش نیاد .

خیلی می ترسم.

 

« مطالب قبلی مطالب بعدی »