از فرط بیکاری دست به یه عملیات خفنی زدیم و linux pink را گوگل نمودیم. واو به چه نتایج زیبایی دست یافتیم و دلمان نیامد که این نتایج را فقط برای خودمان نگه داریم و ملت لینوکس دوست را از آنها با خبر ننماییم! اسمایلی پنگوئن صورتی.
نمیدونم چند ماه میشه که با FriendFeed سرگرم بودم و از داشتن دوستای گل و باحالی که اونجا بودن لذت می بردم. و واقعا خوشحال بودم! خلاصه همش گذشت تا به امروز رسیدم! امروزی که شاید زیاد ازش راضی نیستم و نخواهم بود. تصمیم گرفتم اکانتم رو حذف کنم و قیدشو بزنم و کاش این کار رو زودتر انجام میدادم. ![]()

بعد از عوض کردن پسوردهام و پاک کردن کش فایرفاکس، خواستم وارد Twitter بشم اما نتونستم، هیچ پیغام خطایی بهم نمیداد، و بعد Sign in کردن اینقد این صفحه جون می کند تا آخرش The server at twitter.com is taking too long to respond !
چند روزی دور بودم از توئیتر و هیچ کسی نتونست کمکم کنه! فقط یکی از دوستان اینجا رو بهم پیشنهاد داد و الانم خیلی راضی هستم که رفتم یه جایی که خلوت تره و راحت تر میتونم هر چی دلم میخواد رو بنویسم! اما باز هم توئیتر خود رو با ۵ هزار توئیتش دوست دارم.
اینقد فکر کردم و تست کردم تا به یه نتیجه ای رسیدم! ![]()
برای ورود به Twitter ، در صفحه اول توئیتر روی Forgot password کلیک کردم و ایمیل اکانتمو دادم. و همون وقت ایمیلی حاوی لینکی از طرف توئیتر برام ارسال شد که با کلیک کردن روی لینک وارد صفحه تغییر پسورد در اکانت توئیترم شدم! حالا بدون نیاز به تغییر پسورد با کلیک روی گزینه home از منوی بالای صفحه تونستم به راحتی وارد صفحه شخصیم در توئیتر بشم.

البته مشکل این روش اینه که هر دفعه برای وارد شدن به توئیتر باید این مسیر رو تکرار کنم اما هنوز راه بهتری برای حل این مشکل جدید توئیتر پیدا نکردم.
در بین بازیهایی که تو خود ابونتو هست، Five Or More خیلی منو به خودش جذب کرده، و از کوچکترین فرصت برای بازی کردن استفاده میکنم! سودوکو هم جزء بازیهای ابونتو هست اما هنوز عادت نکردم که بدون مداد و پاک کن حلش کنم، واسه همین یکم واسم سخته! رتبه دوم بازیهای مورد علاقه م بعد از Five Or More به بازی Gnometris تعلق میگیره، تا لول هشتش رفتم! کمی سعی کنم بالاتر هم میره امتیازاتم!
این بازیها هم دردسرای خاص خودش رو داره، و صادق جون هر از چندگاهی دیالوگ اینکه من معتاد هستم رو بهم یادآوری میکنه!
من: برم یه دور بازی کنم و بیام.
صادق: تو معتاد شدی ها. اسمایلی تعجب!
من: یعنی چی؟ خب معتادم دیگه میگی چیکار کنم؟
صادق: یه فکری بکن اینجوری که نمیشه.
من: اسمایلی غم. آخه میگی چیزی رو که دوست دارم انجام ندم؟ تو خودت وقتی چیزی رو دوست داری و میتونی انجامش بدی، نمیدی؟
صادق: اسمایلی تکان دادن سر به معنای تایید مثبت.
من: حالا من میتونم بازی کنم و دلم میخواد و میتونم و لذت می برم چرا بازی نکنم؟ ![]()

این عکس بالا شامل رکوردهای من در این بازی فایو اُر مور می باشد و لاغیر ! امتیاز ۳۱۴ رو همین چند دقیقه قبل کسب کردم و همونطور که می بینید بین خودم و خودم مسابقه ای بسیار بسیار عادلانه برقراره. ![]()
پ.ن: نمیدانیم چرا در هر کاری اینقد افراطی می باشیم، خودمان از این حرکت ناشایست بسیار در رنج و عذابیم!
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
به خاموشی مغرورانه ات
شکستی تو مرا
با تو گفتم
از همه تنهایی ام، خستگی ام
با تو گفتم تا بدانی
با همه ناجیگری، بی ناجی ام
تو، سکوتت خنجریست
بر قلب من
و حضورت، مرهمی
بر زخم من
پس، باش
تا همیشه با من باش
حتی اگر خاموشی
یهو هوس کردم موهامو از حالت بلوند خارج کنم چون اصلن حس ترمیمشو نداشتم! مش هم که رنگش به همین زودی ها نمیره و فقط با بلند شدن مو و کوتاه کردن، موهای طبیعی در میاد. به همین دلیل، بعد از تصمیمات و دو دل شدن های فراوان، امروز موهامو تیره کردم و بسیار هم از تغییر رنگ موهام و همین طور تغییر چهره خودم خوشحال می باشم! ![]()
بعد از رنگ کردن موها نکاتی هست که تا اونجایی که راه داره باید رعایت بشه، بد نیست من اون نکات رو اینجا بنویسم شاید کسی ازشون استفاده کنه و یا اینکه خودم هی ببنیمشون و یادم بمونه. پس خانومایی که موهاشون رو رنگ کردن یا خواهند کرد یادشون بمونه که:
- از شامپوهای مخصوص موهای رنگ شده برای شست و شوی موهایتان استفاده کنید.
- برای دوام رنگ مو و جلوگیری از بیرنگ شدن آن در برابر آفتاب، حتما از کلاه، روسری و شال استفاده کنید و موها را بپوشانید.
- پیش از ورود به استخر، موهای رنگ شده را با آب بدون کلر بشویید.
- از تقویت کنندههای مو و انواع ویتامینه استفاده کنید.
- موها را در زمان خیس بودن شانه نزنید و از دندانه درشت استفاده کنید.
- از خشک کردن موها با حوله یا سشوار خودداری کنید.

اینم نکات لازم برای نگه داری موهای رنگ شده، بقیه باشه برای بعد. فک کنم کم کم بگم و برم جلو بیشتر تو ذهن می مونه تا اینکه یهو همش رو بگم.
پ.ن: آخ جوووون رامک اومد پیشم. مث اینکه رفته یه جایی که من چند ساعت پیش اونجا بودم و یکی دیگه رو دیده که مث کارد و پنیر و یا بهتر بگم سوهان روح هم می مونیم :دی اونو دیده حرصش داده و برگشته اینجا و حالا میخوایم بریم قلیون سرا !!! ![]()













