Daisypath Next Aniversary Ticker
Sad Eye Never Lie » 2007 » September
مهر ۸

بچه های عسل خانومی پنج ام مهر به دنیا اومدن! پنچ تا… هنوز نمیدونم کدوماش دخترن ، کدوماش پسر. خلاصه این چند روز حسابی باهاشون زندگی کردم. بزنم به تخته عسل خیلی باهوش و عاقلِ. مموشم از خانوم بچه هاش جدا کردم. داره دق میاد بیچاره.:(

مهر ۴

ما که بسی خوشمان آمد. :)

مهر ۱

همین الان یکی از دوستا پی.ام فرستاد که وبلاگش به روز شد، تند تند رو لینکش کلیک کردم، اگه گفتی چی دیدم؟

« شل سیلوراستاین » رو دیدم.

تقریبا از زمانی که کوچ کردیم شمال توسط یکی از دوستام با کتابای عمو شلی آشنا شدم. وای چقدر کیف می کردم کتاباشو می خوندم و هر چی به ذهنم می رسید رو زیرش پی.نوشت می کردم.

هــِی چه دورانی داشتیم. اول کتابای نرگس دوستم رو خوندم و بعد افتادم پی کتاباش، یادمه کتابفروشیای رشت رو با چه ذوقی زیر و رو می کردم. وقتی یهویی یه عالمه کتاب ازش میدیدم کور می شدم. :D

کتابای عمو شلی رو با ترجمه های متفاوتش دارم ولی کاره خانوم چیستا یثربی یه چیزه دیگه است. اون کتابایی رو هم که دو زبانه است رو به بقیه ترجیح میدم…

تو مدرسه کتابش همرام بود! برای نوشتن پی.نوشت.!

کتاب عمو شلی رو فقط به یه نفر کادو دادم :X:D ( بیست و پنج دقیقه مهلت! ) چون دوست نداشتم کسی کتابش رو داشته باشه. حس حسادت شدید بهم دست می داد. :-P

 

« من و تو »

یاد می گیرم تو چه هستی،

تو یک دریای طوفانی هستی!

تو هم یاد بگیر من چه هستم،

من یک مرغ دریایی هستم…

می بینی!

خیلی از هم، دور نیستیم…

پ.ن: اول مهر مبارک! روزایی که سال آخر واسه امتحان می رفتم مدرسه رو خوب یادمه. هر روز به شوقه اینکه چند روز دیگه هیچ وقت امتحان نمی دم و مدرسه نمیام میرفتم واسه امتحان! زیاد بهم خوش نگذشت تغییر مدرسه و دوست و شهر و دیار…..

شهریور ۳۰

-          الان می خوام فیلم " گیس بریده " و " کافه ستاره" رو ببینم!

-          بالاخره کلّ پستامو از بلاگفا آوردم اینجا.

Smiley                                                                            

شهریور ۲۶

به طور اتفاقی با یه سیستم چت گرافیکی آشنا شدم، که برام خیلی جالب بود. اولین باریه که اینجور چت کردن رو تجربه کردم و به نظر از چت کردن با مسنجرای یاهو، گوگل و مایکروسافت جالب تره.

اسم این سیستم Zwinky است و روش کارش به این صورته که شما بعد از نصب برنامه ش یک آدمک گرافیکیه دو بعدی برای خودتون طراحی می کنین و لباس تنش می کنین و ابزار مورد علاقتون رو دستش می دین. سپس از طریق یکی از سرورها خودتون رو وارد شهر گرافیکی و با سایر افرادی که به همین طریق وارد شدن ارتباط برقرار می کنین. ( برای تقویت زبان انگلیسی هم فکر میکنم خیلی عالیه ) ! در این شهر گرافیکی شما می تونین با گیم ها و بازیهایی که داره خودتو  سرگرم کنین و امتیاز کسب کنین. با این امتیازاتم میشه کارهای دیگه ای انجام داد مثه خرید خونه…..

فعلا تا همین جاهاش از این Zwinky سر در آوردم. ولی خیلی سرگرم کننده است من که خوشم اومده شما هم امتحان کنین. عاشق این آدمکه مجازی هستم :D

                                                             

شهریور ۲۱

بعد از اینکه عکس همسترامو با کلی شوق و ذوق به یکی از دوستای دنیای مجازی نشون دادم. گفت باید خیلی مراقبشون باشیا!! وقتی بچه دار شد، بچه هاشو میخوره. منم با کلی تعجب دنبال این علت می گشتم. امروز با وبلاگ همستر کوچولوی من برخورد کردم و تمام مطالبشو خوندم، نویسنده این وبلاگ نکات بسیار بسیار ریز و دقیقی رو نوشته، که خیلی به درد من خورد.

بهترین زمان اولین حاملگی برای همستر در ۲ونیم تا ۳ ماهگیه و دوران حاملگیشون از ۱۶ تا ۲۱ روزه! مثه اینکه باید مموش و عسل خانومی رو در زمان بارداری از هم جداشون کنم. :D بعد از اینکه بچه هاشو بدنیا آورد اونایی رو که ناقص هستن میخوره! اگه بچه های سالمش رو هم خورد یعنی اینکه کمبود آهن و کلسیم داره، در این موقع قطره نیاز دارن. همسترای نر و ماده هم کم پیش میاد با هم سره سازگاری داشته باشن ولی گوشه شیطون کر فعلا که مموش و عسل خیلی خوب کنار اومدن .

                             

و اما برای اینکه بتونید با این موجودات سوسول رابطه دوستی برقرار کنید نیاز به تمرین زیادی دارین:

۱- همستر را در دست بگیرید و آنرا نوازش کنید و به او عشق بورزید ! تا خجالتی و کمرو بار نیاید. اگر از محیط جدید می ترسد بهتر است چند روز به او فرصت دهید تا به محیط جدید عادت کند. :D ( ماله من که به هیچ عنوان کمرو نیست )

۲- غذا را با دست خود به او بدهید. غذا را در کف دست خود بگذارید تا از دستان شما آن را بخورد
.

۳- وقتی در حال خوردن غذا است بسیار آرام او را نوازش کنید.

۴- در حال خوردن غذا دست دیگر خود را به صورت محافظ دور او قرار دهید .

۵- او را مدتی در کف دست خود جا به جا کنید تا ترسش از بین برود.

۶- در حالی که او را در دست خود گرفته اید به او اجازه بدهید بیرون را نگاه کند تا بفهمد که در امان است.

۷- همستر از دویدن و بالا رفتن از شما لذت می برد. ( منم لذت می برم ) :)

نکات مهم

۱- با همستر خیلی آرام رفتار کنید. او را از ارتفاع یا روی مبل و صندلی به روی زمین رها نکنید.

۲- با او آرام صحبت کنید . سرش داد نزنید و در کنار او به آرامی حرکت کنید تا از شما نترسد.

غذاهایی که باید همستر کوشولوها بخورن:

همسترها حیوونای شب فعال هستند (nocturnal) یعنی تمام روز رو میخوابن و حدودای غروب بیدار میشن و معمولا تا صبح فعالن پس هرگز در طول روز با برداشتنشون خوابشونو بهم نزنین چون حتما باعث کسالت و در صورت ادامه باعث بیماریشون میشه . بهترین جیره غذایی شامل دو بخشه:

بخش اول: غذای خشک که یا میتونین بصورت اماده ( پلت) بخرید و یا خودتون بصورت زیر تهیه کنید: ذرت - گندم - تخمه آفتابگردان به مقدار کمتر از سایر اجزا - غذای کنسانتره جوندگان - کمی جوی پرک شده . (از هر کدام مقداری تهیه و با هم مخلوط کنید )
(جوی درسته بدلیل داشتن گوشه های تیز حتما پرهیز شود چون به محوطه دهانی همسترتان صدمه خواهد زد)
بخش دوم : میوه ها و سبزیها : سیب - انگور - خیار - هندوانه -انواع توت ( غیر از مرکبات ) - هویج - کرفس - گشنیز - اسفناج - کاهو- سیب زمینی پخته - ذرت تازه (بلال) و…( همه به مقدار کم یادتون باشه زیاده روی نکنید )

ضمنا برای تامین پروتئین هفته ای دو سه بار تکه کوچیکی تخم مرغ اب پز بهش بدین که این مقدار در حاملگی و شیر دهی بیشتر خواهد شد

از دانه های مغز دار مثل : فندق - پسته و… ( بدون نمک) استفاده کنید.

- به هیچ عنوان به همستر دانه های روغنی مثل بادام و… ندهید چون از غذاهای ممنوعه است ( با این که این حیوان خیلی دوست دارد ) و به جای آن از غلات و برنج و… بدهید.

اینم یکی از سوال و جوابا:

س: بعضیا میگن همستر نجسه البته من میدونم نیستا :-o حیوون به این نازی چه جوری می تونه … باشه . اما تو می دونی اون اولا پدر مادر همستر چی بوده ؟ یعنی چه جوری حیوونی به اسم همستر به وجود اومده تا من با مدرک بهشون ثابت کنم که این لوسیه نازم اونجوری نیست!

ج: پدر و مادر همستر از اول هم همستر بوده اما تو بگو مرغ بوده که پاک بشه :D من در این مورد نظر نمیدم چون یه دفه همه حمله ور میشن میگن مگه تو مرجع تقلیدی ٬ اما من تو دوتا از رساله ها خوندم که اگر حیوانی گیاهخوار باشه و غذای پاک بخوره ادرار و مدفوعش نجس نیست من خودم اینو قبول کردم حالا هرکی خواست قبول کنه یا نکنه من مسئول نیستم نه فتوا میدم نه گناه کسی رو به گردن میگیرم هرجور خودتون میدونین!

شهریور ۱۸

خسته
شکسته و
دلبسته
من هستم
من هستم
من هستم


از این فریاد
تا آن فریاد
سکوتی نشسته است.

لب بسته
در دره های سکوت
سرگردانم.

من میدانم
من میدانم
من میدانم


جنبش شاخه ئی از جنگلی خبر می دهد
و رقص لرزان شمعی ناتوان
از سنگینی پا بر جای هزاران جار خاموش.


در خاموشی نشسته ام
خسته ام
درهم شکسته ام
من دلبسته ام.

Page 1 of 212»