Daisypath Next Aniversary Ticker
Sad Eye Never Lie » 2007 » February
اسفند ۸

از هفته پیش کلی در تلاش این بودم که بذر قارچ صدفی رو تهیه کنم چون اولین کمپوست من خراب شد من کلی اینور اونور زنگیدم که آقا برام بذر بفرستین. قرار بر این شد که پنج شنبه هفته قبل بذر برسه به دستم اما چی؟ هنوزم که هنوزه نرسیده. هرچی مشکل بود الان باید به وجود می اومد. اون تیپ از بذری که می خواستم  جهاد کشاورزی مجوز نداده…..

بعد از کلی مکافات یه ۲۵۰ گرم بذر گیر آوردم و حالا من موندم و یه کمپوست دو روزه که تازه درستش کردم و سه شنبه هفته بعد که باید قارچم رو تحویل بدم.  نمی خوام این دوره توی کار عملی رد بشم!

من میخوام یه تولید کننده موفق بشم!

اسفند ۶

گاهی بد نیست که به دنیا

از یک دید تازه نگاه کرد.

Now and then it’s nice to see

The world from a different angle

پ.ن: صادق جون ۳۰/۱۱/۱۳۸۵ اولین گل رز از ۷۷۷ شاخه گل رز مهریه منو برام خرید!

اسفند ۱
Dr

صلّه علی محمّد    بوی رجایی آمد

اینجا گیلان است دیار میرزا کوچک خان جنگلی

بهمن ۲۵

دوستت میدارم دوستم داشته باش

عمق احساس مرا تو بدانی ای کاش

دوستت میدارم از خودم بیشترت

خویش میدانمت از هر کسی خویش ترت

تو به من نزدیکی بیشتر از هر کس

به من از من حتی به من از خون و نفس

پ.ن: این دومین باریه که صادق جون :* ولنتاین من میشه! یه بار قبل از ازدواج و حالا بعد از ازدواج  به امید اینکه در هر حال محبت به دیگران هدیه کنیم

بهمن ۱۷

دیروز ساعت نزدیک ۵ بود که کلاس پرورش قارچ تموم شد. دم در آموزشگاه منتظر صادق بودم تا بیاد دنبالم٬ یهو دخترخاله جونم برگشت گفت: راستی میدونی امروز روزه… چی می گن ….همون که ماله عاشقاست همون روزه.

وای یهویی حالم گرفته شد!گفتم شوخـــــی نکنمگه میشه…نه بابا امروز نیستا!!!

چند تا از دوستا هم اومدن جلو و گفتن آره امروزه. درسته دیگه امروز باید باشه! منم هی با حرفاشون اعصابم بیشتر خورد می شد و ناراحت از اینکه چرا یادم رفت و هیچ کاری نکردمتا صادق اومد منم هی تو راه آه می کشیدم! وای که چه عذاب آور بود نزدیک خونه که رسیدیم بهش گفتم اگه گفتی امروز چه روزیه؟ گفت: ۱۶ آذر٬فردا تولده!گفتم نه!یه چیزه دیگه بگو.تا گفت: نه!کی گفته؟امروز نیست ۱۴ فوریه٬امروز نیستا!

اول یکم ذوق کردمتا اینکه تقویم رو نگاه کرد و بهم گفت که درست گفته!

خیالم راحت شدُ فقط دلم واسه یکی از همکلاسیا سوخت٬تو راه قرار بود برای آقای همسرش هدیه بگیره و بره خونه! امروز قیافش دیدنی میشه

پ.ن: یه وقت ولینتاین فراموش نکنینا! :X