اسفند
۲۱
    
Posted (حدیثه) in تولد on اسفند-۲۱-۱۳۸۴

اسفند

سمبل : ماهی

شعار : من باور دارم

سیاره : نپتون

عنصر وجود : آب

شخصیت : راوی

فلز وجود : تششعی از فلزات مصنوعی

سنگ خوش یمن : زمرد

رنگ محبوب : آبی و سبز دریایی

 

بسیار جذاب ، رویایی و خیالباف ، بسیار باریک بین ، دقیق و زرنگ ، بسیار نازک نارنجی و زود رنج .

حد وسط ندارد ، یا منفی کامل یا مثبت کامل ، بسیار تنبل و کند در کارهای جدی .

برغم عدم قاطعیت دارای درک بسیار و هوش سرشار است .

اگر کمی بجنبد یک شبه ره صد ساله را می پیماید.

مورد اعتماد دوستان .!

به ندرت عصبانی می شود و عصبانیتش طولانی نیست .

عاشق زیبایی است و بی اراده به آن جذب می شود.

ودر آخر

بدون عشق زندگی برایش مفهومی ندارد.

تولدم مبارک !؟!؟

 ۲۲  ۱۲ ۸۴

پ.ن ۱: روز تولدم خیلی خیلی به من خوش گذشت . خاطره خوبی بود . :*

پ.ن ۲: از دوست کوچولوم شازده تشکر می کنم . ;;)

پ.ن ۳: تولده داداشی من "مهران" مبارکه باشه . :x

 ۲۳ ۱۲ ۸۴



 
اسفند
۱۹
    
Posted (حدیثه) in ادبی on اسفند-۱۹-۱۳۸۴

بادکنک

                 با صدای بلند می ترکد

                                                و این مرگ زیبائیست .



 
اسفند
۱۴
    
Posted (حدیثه) in شخصی on اسفند-۱۴-۱۳۸۴

یه جمله معروف هست که فکر کنم همتون شنیدین .!

" بودن یا نبودن مسئله این است  "

امــــــــــــا مــــن مـــی گــــم  : 

                                        نبودن مسئله ای نیست .

و باید تصحیح کنم این جمله رو

                                     نبودن من مسئله ای نیست .

تاکید می کنم  ::::…  من  …::::

مثله اینکه بودن من خیلی خیلی مسئله سازه .

و باید بازم بگم تصحیح می کنم این جمله رو

منظور از مسئله ساز ::::… مشکل ساز …:::: هست .!

 خدایا ازت یه چیزی می خوام .

[-o<



 
اسفند
۱۳
    
Posted (حدیثه) in شخصی on اسفند-۱۳-۱۳۸۴

بر نمی گردم .

همین الانه تصمیم گرفتم!

چقدر خوبه که آدم تنها باشه!

از همین الان قهرم ٬ با خودم قهرم ٬ تا اطلاع ثانوی



 
اسفند
۱۳
    
Posted (حدیثه) in شخصی on اسفند-۱۳-۱۳۸۴

سلام دوست جونام .

امیدوارم همتون هر جا که هستین حالتون خوب خوب باشه و شاد باشین …!

امروز یکشنبه است .!

درست یه هفته شده که از محل زندگیم دور شدم .

کجا هستم  نا کجا آباد . (به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم)

درست یه هفته شده که از دوستای گل خودم دور شدم .

دلم تنگ شده خیلی خیلی خیلی ….!  واسه همه …..!

الان از بیکاری دارم این پست رو می نویسم . حوصلم پرته ٬ بیکاری هم بده ها

ولی هفته بعد برمی گردم  دلم یه ریزه شده  تازشم تولدمه  

من خیلی خیلی تولدمو دوست دارم  یه عالمه  احساس می کنم روز خوبی می تونه برام باشه

هی هی دوست دارم زودتر تولدم بیاد ٬ تازشم من یه داداش گل دارم اسمش

این داداشم هم روز بعد تولدم تولدشه ..! جالبه نه !!

یعنی من بیست و دوم اسفند   ٬    داداشم  بیست و سوم اسفند .

خوب دیگه چی بگم  این ساعت لعنتی هم که جلو نمیره  آدم دق میاد .

داشتم عکس سرچ می کردم از این گل خوشم اومد ٬ من عاشق این گلا با این رنگ هستم .

گفتم بزارم تو و بلاگم   شما ها هم دوست دارین …….؟؟؟؟

 

از این نوع گل که من دوست دارم دیگه آقاهه گل فروشه نمیاره  

مدلای دیگه میاره اخه میگن : فصلش نیست . اقاهه گل فروش خیلی مهربونه .

من که دوسش دارم  چون یه عالمه گل داره   بهار بیاد از این گل هم میاره بازم٬ خودش گفت .

بهار زود بیاد دیگه  

اووووووووووووووووووف چرا ساعته جلو نمیره . دوست جونام هم که آنلاین نیستن .

جزء آقا میثم که داره به حرفام می خنده  ولی من اصلا خنده ام نمی گیره .

اونایی هم که باید باشن تحویل نمی گیرن  اشکال نداره  ما هم خدایی داریم

چقدر نوشتم .

برم تو چند تا وبلاگ بچرخم تا سرگرم بشم .

دوست دارتون حدیث.

:X