همچون یک هندوانه شیرین و خنک خوچحال می باشم! ![]()
هیچ انتظار نداشتم کل سوالا تستی باشه. اوه اوه فک کن. :دی !! چقدم خارج از کتاب بود و اطلاعات عمومی، که خدا رو شکر تونستم یکی یکی همه رو جواب بدم و برم جلو.
شماره صندلیم امروز ۱ نبود و دیگه شاکی نبودم اخه خدایا چرا همش من یکم؟!
شماره م امروز ۵۷ بود وااااای با ذوق و شوق رفتم بالا داشتم ته سالن رو نگاه میکردم که جامو پیدا کنم اما قربون خدا برم، اینقد باحال بود چیدمان صندلی ها که نگو و نپرس، دقیقا از جلو به صورت افقی ردیف دوم بودم تو دهن مراقب و استاد و رییس دانشگاه.
حالا اصلا برا من چه فرقی داره که کجا بشینم! من که نمیتونم تقلب بکنم. ها ها ها ! ولی خداییش ظلمه دیگه :دی همه وامیستن نگات میکنن خب شاید هول کنم بابا جان :دی !!!
وای به شدت نیازمند دعاهای شما دوستان گلم و روحیه دادن هاتون هستم، فردا هم امتحان رو بدم دیگه غمی ندارم. خودمم برم بقیه درس و مشق، اینترنت چیه اخه. ![]()











مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۷ ق.ظ
ما هم خوچحالیم !
ولی خب من تا حالا هندوانه ی خوچحال ندیده بودم !
وااااااااااااااای اینقد خوبه هندونه خوچحالللللللللل
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۳ ق.ظ
مطمئنن امتحان فردا هم به همین خوبی خواهد بود و از فردا به جمع ما معتادها می پیوندی با شادی!!
مطمئن مطمئن؟ :دی گند زدم برادر گـــــــــــــــــند
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۸ ق.ظ
آره جمع کن برووو چیه آخه!!! اه اه اه ….
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۹ ق.ظ
راستی… یادم رفت دعات کنم… انشالله دعا رو در تویتر انجام میدیم.. دسته جمعی…. =))
)))
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۹ ق.ظ
یادم رفت دعات کنم….

میرم با بچه ها دسته جمعی تو فرفر دعات کنیم…
http://friendfeed.com/e/77ac355d-3070-4801-b051-65b275fabae1
بدجوری اثر کرد اقای امین دست شما درد نکنه. همستر خان خوبه؟
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۷ ب.ظ
دیدی گفتم تجربه نشون داده امتحانا تموم میشه ، اسمایل یه چیزی گفتم خودم رو مثلا حساب آورده باشم:”>
سه تا دیگه بعد خلاص. :دی پس چی؟؟؟؟؟؟؟ تجربه نشون داده کــــــــــــــه …..
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۲:۴۹ ب.ظ
چون شمارت ۵۷ بوده خدا بهت کمک کرده همونطور که سال ۵۷ به همه ما کمک کرد :دی
ای کاش امروز هم رو همین شماره بودما
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۴:۲۸ ب.ظ
بس که گفتم : “خدایا به حدیث جون کمک کن امتحاناتش رو خوب بده”
مرسی صادق جونم. دیشب خیلی کمکم کردی
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۶ ب.ظ
سلام.
فردا تولد حضرت ابوالفضل العباسه و امشب دعا می کنم که فردا هم شادتر از امروز باشی،البته اگر حضرت ما رو قابل بدونند؟
مرسی عمووووووووووووی گل
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۹ ب.ظ
سلام
من تازه واردم این دی یعنی چی ؟!
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۴:۰۷ ب.ظ
ما هم دعا میکنیم بسیار زیاد…
حالا که امتاحاناتتون هم تموم شد، خواهشا برید تو بانوی وبلاگی پست بذارین تا منم بانوی وبلاگی اصلی رو بالا بیارم…
در گوشی:
“اگر فقط دو نفر از بچه های تیم، عین سینا فعالیت میکردنا، الان بانوی وبلاگی داشت پادشاهی میکرد! :دی”
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۶ ب.ظ
خوبه دیگه خودت یه پا مادام کوری هستی
مرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۲۵ ب.ظ
جالب بود
ممنون که به ما سر زدی
ممنون میشم با شما تبادل لینک کنم
خبرم کن
یا حق