دیروز یکی از دوستان صادق خبر خودکشی دختر دانشجو را در دانشگاه آزاد لاهیجان را به اطلاع رساندند. منم سریع با شنیدن این خبر تو فرندفید نوشتم و برای مطمئن شدن این خبر رو سرچ کردم. دومین خبری که تو گوگل لیست شد مربوط به خبرنامه امیرکبیر بود! با این مضمون:
دختر دانشجو دانشگاه آزاد لاهیجان خود را از محل اتاق حراست دانشگاه در طبقه چهارم به پایین انداخته و جان سپرد
بحث در مورد اینکه عکسی که تو خبرنامه امیرکبیر زده شده قدیمی بوده و مال یه سال پیش و واقعی نیست بالا گرفت و بهانه ای شد که از خواهرشوهر گرامی که تو همون دانشگاه تحصیل می کنند اطلاعاتی کسب کنم، که این دانشجو چه لباسی پوشیده بودن. من محتویات اس ام اس های رد و بدل شده رو می نویسم شما بخونید و قضاوت کنید!!!! چرا خبر رو اینجوری میپیچونن و جو رو متشنج میکنن؟
سلام. دختره کی بود خودکشی کرده؟! دیدیش؟
من اون روز اونجا بودم، آمبولانسم از پیشم رد شد ولی نذاشتن دختره رو ببینیم، از کجا فهمیدی؟
سایت خبرگذاری. مُرد؟
آره در جا مُرد.
دختره لنگرودی بود، یه پسره رو میخواست! مثل اینکه پسر محلش نمی کرد به خاطر اون خودکشی کرد.
جدا؟
چه احمقی بوده
وا! پسره تو همون دانشگاه بوده؟
آره هم کلاس بودن. دختره دانشجوی زبان بود ترم پیش تموم کرده بود! یکی از استاداشون وقتی پسره رو می بینه یه سیلی می خوابونه بیخ گوشش!
بیچاره پسره الان چه عذاب وجدانی داره. مرسی خبر دادی.
خواهش میکنم، امروز رفتیم قشنگ جایی رو که دختره افتاده بود رو بررسی کردیم، همه رو آب و جارو کرده بودن، میگن مغزه دختره بیرون ریخته بود.
یه سوال دیگه؟!! از تو حراست خودشو انداخته بود پایین؟
نه. از روی طبقه چهار، آزمایشگاهه تو اون طبقه.
داری تو وبلاگت وارد می کنی؟
آره. ![]()
بنویس حول و حوش ۱۱ و نیم ، ۱۲ ! بعدش از پشت ساختمون خودشو انداخت چون حیاط پشتی خلوته.

پ.ن: دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان در ویکی پدیا.
پ.ن۲: اینجا و اینجا و اینجا هم می تونید نوشته های تعدادی از دانشجوهای دانشگاه آزاد لاهیجان در رابطه با خودکشی این دختر رو بخونید!











تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۴:۵۹ ب.ظ
به هیچ وجه فکر نمی کردم دلیل خودکشی عاطفی باشه !!
خبرنامه امیرکبیر هم استادانه از این موضوع برای متشنج کردن جو بهره برداری کرده !
منم همین طور اصلا انتظار نداشتم، مخصوصا با خوندن خبری که امیرکبیر منتشر کرده بود، گفتم ببین باز چه گندی زدن که بنده خدا تو تنگنا قرار گرفته و مجبور شده خودشو پرت کنه پایین
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۵:۱۲ ب.ظ
اصلا حراست طبقه ۴ نیست!!!!!!!!! طبقه ۵ هستش!طبقه ۴ فقط آزمایشگاه فنی هاست! بعدشم چه دلیلی داره هر کی می خواد خودشو بکشه بیاد فنی :دی
خودشون مگه مجتمع ندارن!
جالب اینجاست همه فکر میکردن اتفاق ساعت ۳/۳۰ افتاده!
تازه شایعه شده بودم که امتحانا لغوه ، ولی لغو نشد
از خبر کاملت ممنون
خنده م گرفت. نمیدونم چرا همه خودشونو هر جوری شده میخوان وصل کنن به فنی ها.
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۵:۱۳ ب.ظ
این خبرگذاری امیرکبیر اولین بارش نیست که از این کارار میکنه…!
یکی از دوستام هم تو دانشگاه لاهیجان داره میخونه…!
اون پسره رو هم میشناسه!
دیشب داشت برام این قضایا رو تعریف میکرد…
موفق باشی …
هــــــــــــــــان؟ کی بود پسره چی شد؟ الان چه طوریه؟ حالش بده؟ عذاب وجدان داره؟ بگو بگو میخوام بدونم
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۵:۱۳ ب.ظ
الان نظر من اومد؟
اهین
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۵:۱۷ ب.ظ
فقط دارن از احساسات و عقاید مردم به نفع خودشون سو استفاده میکنن
که اصلا درست نیست و آشوب به پا میشه x_x
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۵:۳۹ ب.ظ
خداوند بیارمزادش !
ولی خب به نظر من این که میگن مغزه دختره بیرون ریخته بوده کاملا یک شایعه ی بی پایه و اساسه ! چون اگه دختره مغز داشت همچین کاری نمیکرد !
پاسخ:
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۴ ب.ظ
چه بیجنبه بوده دختره
اوهوم. بیچاره پدر و مادرش
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۰ ب.ظ
یه چیزی یادم رفت یه دوره ای (اوایل ساخت برج ایفل) در فرانسه این برج نماد خودکشی شده بود و هرکسی می خواست خودش رو از اون جا پرت می کرد پایین طوری که تا سال ها دور تا دور برج رو با توری هایی بسته بودن تا کسی خودش رو پرت نکنه از اونجا ، الان مجتمع نقش برج ایفل رو بازی کرد
راتون نمیدن برین تو؟
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۶ ب.ظ
شاید اشتباه شده. باید دید منبع اونا کی بوده. اسمایلی یک مثبت اندیش!
در اشتباهش که شکی نیست. آخه درست نیست از آب گل آلود ماهی بگیرن. اصلاح خبر هم بد نیست. اسمایلی پیشنهاد
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۷:۳۳ ب.ظ
شنیدم امیراکبیر ماله دفتر تحکیم حفظ وحدت باشه. قبلاً باهاش خیلی حال می کردم. خبراش هم دنبال می کردم.
ولی اینو که گفتی فهمیدم دیگه آدم به چشمش هم نمی تونه اعتماد کنه. دستت درد نکنه که روشنمون کردی. ان شاالله خدا همیشه راهتو روشن نگه داره.
والا منم درست مث شما فکر میکردم، دیروز کلی هم شاکی شدم و بد و بیراه گفتم به … و …. ! بعد که امروز دقیق بررسیش کردم از قضاوتی که کرده بودم ناراحت شدم. ممنونم ان شالله خدا راه یه عده ادمی رو که راه دیگرون رو کور می کنن روشن کنه
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۸:۱۸ ب.ظ
وای سد آی جون بیربط
چقدر قالبت خوشگل شده
الان دیدم
ویوا صورتی
قربونت برم من زهرا جوووووونم. مرسی خوشحالم کردی
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۴ ب.ظ
ajab bokosh bokosho ,,zakzib makzibyeh! baba fekre maro ke tou kharej az keshvarim ro bekonid..!
سلام آقای علیرضا. متاسفانه وضع از اون چیزی که شما از بیرون بهش نگاه می کنین خیلی بدتره. کیه که فکر ما رو بکنه تو داخل کشور؟
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۲ ب.ظ
به به…!
قالب جدید مبارک!
ولی یه کوچولو تو فایرفاکس۳ مشکل داشته بید! (منوی بالا)
موفق باشید …
ممنونم، قالب واسه خیلی قبلنا پیشه :پی ! آره مشکل داره نمیدونم چه جوری باید برطرفش کنم.
!
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۴ ب.ظ
سلام عجب خبریه آخرش من نفهمیدم راسته یا دروغ ؟؟!!
با اجازتون با ذکر منبع توی سایتمون گذاشتم
سلام. والا خبر خودکشی راسته فقط مشکل پیاز داغش بود که زیاد کردنت. تمامی دوستانی که تو اون دانشگاه تحصیل می کنن خبر پرت کردنش از حراست رو تکذیب می کنند. ممنونم
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۳ ب.ظ
سلام، من خودم دانشجوی دانشگاه آزاد لاهیجان هستم. موقعی که اون اتفاق افتاد هم تو دانشگاه بودم. اولا حراست تو طبقه ی پنجم نه چهارم. ضمنا این خانم محترم یه ساله فارغ تحصیل شده با حراست چه کاری می تونه داشته باشه؟؟؟ قبلا هم سابقه ی خودکشی داشته! ولی موفق نشده. میگن قضیه عشقی بوده(این یکیو شک دارم).
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۱ ب.ظ
گفته های داخل سایت در مورد خود کشی دختر بیچاره دانشگاه لاهیجان تا حدی درسته . اما باید ذکر کرد که دختره فارغ التحصیل ممتاز بوده که ۷ ترمه تموم کرده و پسره دانشجوی ورودی ۸۵ زبان. دختره به پدر و مادرش گفته بوده که میخواد بره کتابخانه و برای دوستاش متون انگلیسی رو ترجمه کنه و به مامورین انتظامات هم همینو می گه و میاد تا پسره رو ببینه و… برای اطلاع از جزئیات می تونید با من تماس بگیرید.samoor1821@yahoo.com
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۳ ب.ظ
من از یک سال پیش میشناختمش دختر خیلی آرامی بودودرس خون هفت ترمه تموم کرده بود باهیچ کس زیاد نمی جوشید یکی از آشناهای خانوادگی شون گفته بیماری روانی داشته به علت یک ضربه مغزی….
این همه شایعه هایی وسواستفاده های تبلیغاتی که از این مرگ
دلخراش میشه واقعا تاسف آور است
دخترخوبی بود براش دعا کنید لحظات سختی را میگذرونه…
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۱ ب.ظ
man daram divouneh misheam chera bayad khodesho bokoshe akheh..—? douste man bezan az iran biroun bebin che safaye ghorbati dareh!?
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۳ ب.ظ
rasti salam be shoma ke –azizid
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۳۰ ب.ظ
اقا من خودم دانشگا لاهیجان ساختمون فنی درس میخونم حراست که طبقه ۴نی طبقه ۵ اصلا موضوع حراستی نبود بچه های ساختمن ما واسه هر چی می یان دانشگاه جز درس خوندن =))
))))))) ما شنیدیم زیدش ساختمون ما بود دختره زبان به هر حال خوش بحالش دیگه امتحان نمی ده=))
) سرویس شدیم با
تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۹ ب.ظ
ای کاش بجای دامن زدن به خبر علت رو جویا بشیم
تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۲:۴۴ ق.ظ
daneshjoo bodan porkhatar tarin shoghl dar iran bad az kar dar ma’dan hastesh.
man agar reise amoozeshe aali besham, aval midam tamame dar o panjereha ro gel begiran kasi khodesho nandaze pain, herasatam mibarim to zirzamin mahze ehtiat. badesham migam onai ke faregholtahsil shodano dige rah nadan to daneshgah, beran yekja dige khodkoshi bazi konan.
ta’asof barangiz bood.
تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۰ ق.ظ
سلام اولا قالب جدید مبارک . چند روزی بود نیومده بودم تو این وبلاگ. روز زن هم مبارک
سلام. حالتون خوبه؟ مرسی دوست عزیز. خوشحالمان کردی.
تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۹ ق.ظ
من گربه کور هستم و دوست صمیمی گربه نره اینو نوشتم برای پیام بازرگانی
تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۲ ق.ظ
من دانشجوی دانشگاه آزاد لاهیجانم.یک ساعت قبل از خودکشی دانشگاه بودمو امتحان داشتم. بابا اینجوریام که می گن نی.دیگه زیادی پیازداغشو زیاد کردین.علتشم هنوز مشخص نشده اگه شده باشه هم مسلماً موضوعی بوده که به ما ربطی نداشته که پخشش نکردن.
منم در تعجبم که چرا همه برای خودکشی میان ساختمون ما؟ساختمون اونا که هم بلندتره هم خلوت تر!!!
آخه چند سال پیشم یکی اومده بود میخواست خودشو از طبقه ۴ ساختمون ما خودشو بندازه پایین که جلوشو گرفتن و موفق نشد.
می گم حالا که این می خواست خودشو بکشه چرا زودتر اینکارو نکرد که اقلاً این همه خرج دانشگاش نکنن!!!
تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۵ ب.ظ
سلام
روزتون مبارک باشه.
سلام صبا جان. مرسی از تبریکت
تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۷:۲۳ ب.ظ
تا حالا هرچی گفتینوشنیدین فقط و فقط باآبروی یه ددددددددخخخخختتتتتتررررررررربازی کردینو بس….بهتره همینجا این موضوع رو فراموش کنین ودیگه هیچی
تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۴ ب.ظ
بهره برداری سیاسی از اقدام به خودکشی دانش آموخته دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان
در پی اقدام به خودکشی فارغ التحصیل رشتة مترجمی زبان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان رسانه ها و سایت های خبری ضمن بزرگنمایی و اظهارات کذب، مسئولین دانشگاه را عامل این خودکشی دانستند و جالب تر اینکه تعدادی از رسانه های معتبر نیز بدون اطلاع و تحقیق از صحت موضوع اقدام به درج خبر نمودند.
… و اما حدود ساعت ۱۳ روز شنبه ۱/۱/۱۳۸۷ در مسیر لاهیجان از واقعه اسفباری مطلع شدم که به محض ورود به دانشگاه صحت آن آشکار شد. دختری دل زا دنیا بریده از پاگرد پله ما بین طبقه چهارم و پنجم ساختمان مجتمع فنی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان خود را به بیرون انداخت و با اصابت به کف بتنی پشت ساختمان مذبور در دم جان سپرد. جمعی مرکب از برخی از مسئولین دانشگاه با فواصل اطراف جسد که با پارچه پوشانیده شده بود جمع شده بودند. هر دو و یا چند نفر با هم مشغول گفتگو بودند. برخی نیز به تنهایی سر در گریبان داشتند و به فکر فرو رفته بودند. فضای تأسف بار و جو سنگینی در آنجا حاکم بود. آمبولانس و ماشین آژیر دار پلیس نیز در کنار دیگر ماشینها در همان اطراف پارک شده بود. لحظه ای بعد متوجه شدم خانمی از پزشکی قانونی همراه با بنز الگانس آگاهی سر رسیدند و پس از انجام معاینات فنی و پلیسی دستور حمل جنازه را صادر کردند. اغلب افراد تا لحظه حمل جسد نیز از شوک رهایی نیافته بودند. تا آن لحظه افراد متعددی از مدیران و کارشناسان گروه های مختلف آموزشی جهت شناسایی دختر متوفی حاضر شدند. برخی تاب دیدن جسد را نداشتند با این حال دخترک همچنان مجهول الهویه بود. صورت و دستان وی بر اثر خونریزی شدید کاملا بی روح و سفید شده بود. با این حال صورت او متلاشی نشده بود و کاملا چهره ریز نقشش او را کم سن و سال جلوه میداد (حدود بیست و یکی دوسال) ، بهرحال ذهنم بلافاصله اصل این حادثه تأسف بار را به حاشیه کشاند و به فکر سوء استفاده هایی که ممکن بود از این واقعه چه در داخل و چه در خارج از دانشگاه روی دهد ، افتادم. و منتظر داستان سرایی های متعددی در ارتباط با این واقعه ماندم. این انتظار به سرعت تحقق یافت و سایتهای متعدد خبری با عنوان خودکشی دانشجو در حراست دانشگاه … را انتشار دادند و جالب اینکه منبع خبر آنان روزنامه اعتماد بود که روز بعد از واقعه در صفحه اجتماعی خود (صفحه ۱۸) اقدام به درج خبری نمود که در اجزای آن به توجه به اطلاعاتی که اتفاقاً بعداز درج خبر از متوفی به دست آمد قابل تأمل میباشد. چرا که در خبر مربوطه آمده بود :
- فرد خودکشی کننده یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان معرفی شده بود!
- متوفی به دلیل نامشخص به دفتر حراست مراجعه کرده بود!
- متوفی دقایقی پس از مراجعه به دفتر حراست خود را از پنجره اتاق حراست واقع در طبقه چهارم به پایین انداخت !
- هنوز از علت احضار یا مراجعه دختر دانشجو به حراست خبر موثقی در دست نیست!
- از یکی از دانشجویان دوست و همکلاسی متوفی نقل و قول میکرد!
- دوست متوفی !! اظهار داشته که ما هم اطلاعی از علت حضور دوستمان در حراست نداریم !
- دوست متوفی !!! ادامه میدهد که طبق اطلاعات ما ایشان امروز در جلسه امتحان حضور نداشته بود!
حال با توجه به اطلاعاتی که حدود ساعت ۹ صبح روز یکشنبه از متوفی به دست آمد، مروری بر این وقایع که در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده بود داشته باشیم :
۱- متوفی در حال تحصیل و یا دانشجو نبوده بلکه وی در سال ۱۳۸۳ در رشته مترجمی زبان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان قبول شده بود و طی هفت ترم با معدل ۹۸/۱۴ فارغ التحصیل گردیده بود.
۲- متوفی هیچ مراجعه ای به هیچ یک از بخشهای دانشگاه (نه فقط حراست) نداشته است و در طول دوران تحصیل خود نیز هیچگاه به دفتر حراست و یا دفتر دیگری مراجعه نکرده بود. (چنانچه برخی از سایتهایی که منبع خود را همین روزنامه اعتماد قرار داده بودند مدعی شدند) به کمیته انضباطی نیز احضار نگردیده بود.
۳- متوفی از پنجره اتاقی خود را به بیرون پرت نکرد بلکه از پنجره پاگرد را پله ما بین طبقه چهارم و پنجم اقدام به خودکشی نموده بود.
۴- اصولاً نیازی به مراجعه یا احضار وی (به خاطر فراغت از تحصیل آن هم طی هفت ترم که نشان از مطلوبیت شرایط تحصیلی وی دارد) به دفتر حراست و یا هر بخش دیگری از مدیریت دانشگاه (دفتر رئیس، دفتر فرهنگ اسلامی، معاون اداری و مالی، معاون دانشجویی، معاون عمرانی، دفتر حراست، امور اداری و کارگزینی) که در طبقه پنجم متمرکز میباشد نبوده است.
۵- وقتی متوفی دانشجو نبوده طبیعتاً رفیق دانشجوی همکلاسی هم نمیتوانسته داشته باشد. مضافاً متوفی تا آن لحظه یعنی نه صبح روز بعد از واقعه شناسایی نشده بود تا دوستان وی در عصر روز حادثه منبع خبر روزنامه اعتماد قرار گیرند.
۶- دوست متوفی !!!! تأکید بر حضور متوفی در حراست بدون اطلاع از دلیل آن دارد. به عبارت دیگر این قسمت از خبر از شخصیت خیالی (دوست متوفی) حضور در حراست را (بدون اقامه دلیل برای آن) به مخاطب القاء میکند.
۷- متوفی حدود چهار ماه پیش یعنی اسفند ۱۳۸۶ فارغ التحصیل شده و حتی گواهینامه فراغت از تحصیل خود را نیز دریافت نموده بود. و حال دوست متوفی مدعی عدم حضور وی در جلسه امتحان میشود!!!!! (کدام امتحان ؟! خدا میداند)
قضاوت با شما
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۱ ق.ظ
سلام. بهتره بیشتر از این پشت سرش حرف و حدیثی نذلرین. خود کشی گناه کبیره است که حتی با توبه هم قابل بخشش نیست اما متاسفانه اونقدر پشت سرش حرف زدین و زدند که فکر کنم تمام گناهای در طول عمرش پاک شده . جون انسان واسش عزیزه پس بی دلیل نمی تونه اون رو بگیره . پس ببینید که چقدر و از چه موضوعی رنج می برده که چارها جز این کار رو ندیده و اگه هم قرار بود به کسی بگه مطمئن باشید خودش رو نمی کشت پس خواهش می کنم اینقدر فضولی نکنید و اینقدر روحش رو عذاب ندید . بابا اصلا به من و شما چه که چرا خودش رو کشت این همه آدم خودشونو تو این جهان به این عظمتی می کشن چرا شماها چسبیدین به این بیچاره . به جای دامن زدن به این شایعات واسش فاتحه بفرستین تا بلکه روحش در آرامش باشه.بس کنین دیگه هر چی گفتین.
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۳۱ ق.ظ
خبر جدید: در پی تحقیقات پلیس لاهیجان فردی به نام((((((( آرش رستم زاده )))))))) در ارتباط با خدکشی دانشجوی زبان ۸۳ در روز ۴ تیر دستگیر شد>
یکی از بچه های زبان می گفت که آرش زبان ۸۵ و اهله کرج یا تهرانه ولی کرج بیشتر درسته>
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۳۵ ق.ظ
راستی در مورد خبر شماره ۲۸ تابلوئه که خود دانشگاه منتشرش کرده
خیلی ضایع بود
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۳۵ ق.ظ
راستی در مورد خبر شماره ۲۸ تابلوئه که خود دانشگاه منتشرش کرده
خیلی ضایع بود
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۸ ق.ظ
سلام
خبر باید درست باشد مهم نیست منبع آن کجاست!!
در ضمن نام پسره درسته ( آرش رستم زاده ) اون کرجیه ( دورو بر مهر شهر ) و دختره بخاطر اون خودشو کشته نه چیز دیگه و اون روز اومده بوده تا پسره رو تو دانشگاه ببینه بعضی پسرها از عواطف دخترهای ساده لوح سوء استفاده می کنن و وقتی حادثه ای پیش اومد می اندازند گردن دیگران .
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۰ ق.ظ
سلام دوست عزیز
الان که مطالبتونو خوندم برام جای سوال بود آخه تو خبرنامه ها از این قضیه برداشت سیاسی کردن و گفتن دختره به محض اینکه از اتاق حراست بیرون تومد خودشو کشت و حالا که میبینم فکر می کنم مطالب شما درست تره چون اتاق حراست ساختمان فنی مهندسی طبقه ۵ نه طبقه چهار
به هر حال امیدوارم خداوند روحشو قرینه رحمت کنه.
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۷ ق.ظ
خیلی دختر بی عقلی بوده که واسه یه ژسر خودشو کشته
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۴:۴۸ ب.ظ
سلام واقعا اتفاق فجیهی بود اون روزی که خود کشی کرد ما دانشگاه بودیم خدا قسمت هیچ کس نکنه با سرش اومده بود زمین سرش منفجر شده بود اسمش هم
رویا اصفهانی زاده بودش خونش هم تو لنگرود بود،ما سومش رو رفتیم ۴شنبه ۵/۴/۸۷ ساعت سه ونیم تا ۵/۵ بعد از ظهر بود .دلیل خود کشی ایشون هم بنده کاملا میدونم،فقط الکی داستانهای خالی بندی سر هم نکنید موضوع نه سیاسی بود نه در مورد درس ودانشگاه…اگه عکسش هم بخواهید دارم بدم بهتون…برام
آف بزارید
مرسی ! من به شما ایمیل زدم اما مثل اینکه آدرس میل شما اشتباه بود. اگه امکانش هست آدرس میل تونو درست وارد کنین
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۴:۵۶ ب.ظ
گفته بودم که اطلاعات جدیدی در رابطه با اون پسر بهتون میدم . پسره درسته که پچه کرجه ولی چندین ساله که مادرش بعلت اختلافاتی که با پدرش داشته ازش جدا شده و این پسر از کوچکی عقده عواطف انسانی و علی الخصوص مهر مادری و جنس مونث رو دلش مونده بود و با پدر بزرگوارش ( خاک تو سر چنین پدری با چنین پسری ) از کرج به لنگرود کوچ می کنن تا شاید جدایی مادر رو کمتر احساس کنن . پدرش یک بوتیک تو لنگرود داره پسره از وقتی که خودشو شناخت در پی بدست آوردن یک سری از عواطفی که قبلا نداشته خودشو به آب و آتش می زنه و هرکی رو تو راه میبینه میگه i LOVE YOU از جمله این طفلک ساده رو . که این یک نمونه از چندین نمونه کاراشه . گذشته از اینا امروز تو لنگرود مراسم سومش بود شما هم براش فاتحه بخونید .
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۱ ب.ظ
سلام . لطفا شلوغش نکنید . آدم باید عاقل باشه . بخاطر عواطف مگه میشه ؟ خیلی ها همدیگرو بازی میدن . پس باید همه خودشونو بکشن؟ پس باید خود انسان درست تفکر کنه ؛ نه رو احساسات که میگذره و یادی هم ازش نمیمونه . پس عق بدرد چی میخوره؟ متاسفم برای درک ناقص این دختر خانم . البته اگر مشکلش عشقی بود . عشق ؟ کدوم عشق؟ …
تیر ۵م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۳ ب.ظ
عقل بدرد چی میخوره؟ ویرایش میکنم عق رو .
تیر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۷ ق.ظ
دوست عزیز آدرس درسته یکی دیگه میدم
تیر ۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۱۰ ق.ظ
اینم یکی دیگهاگه قبلی نشد به این بدید.
سلام. به هر دوتا ایمیل فرستادم، اما متاسفانه برگشت میزنه. اگه امکانش هست به ادرس من ایمیل کنید ممنونم.
sad.eye.never.lie@gmail.com
تیر ۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۱ ب.ظ
سلام به نظر من دختره احمق بوده که یه همچین کاری کارده.
پسرای عادی که ارزش اینم ندارن که آدم حتی بهشون نگاه کنه حالا چه برسه به این سعید آشغال.
ببخشید که انقدر واضح نظرمو گفتم مرسی
تیر ۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۶ ب.ظ
من لنگرودی هستم این چیزایی که نوشتین حتی نصف ماجرا هم نیستا!
تیر ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۱ ب.ظ
من خودم دانشجوی دانشگاه آزاد لاهیجانم ولی متاسفانه یا شایدم خوشبختانه اون روز امتحان نداشتم .
فقط می خوام بگم زیاد به حرفا توجه نکنین چون هنوز دلیل خودکشی این دختر معلوم نیست و همه چیز فقط در حد شایعس
هم مشکل حراستی هم مشکل عاطفی
ولی دلیلش هر چی باشه فقط باید بگم متاسفم
نمی دونم واسه کی متاسف باشم ولی با این حال متاسفم
تیر ۸م, ۱۳۸۷ at ۴:۵۹ ب.ظ
lotfan har kyyy ke picture az in hadese dare befreste
تیر ۸م, ۱۳۸۷ at ۵:۰۸ ب.ظ
بهتره که این حرف و حدیث ها رو تمومش کنین که دیگه طرف فوت شد و رفت…
تیر ۹م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۹ ق.ظ
به نظر من برای رسیدن به بن بست یک سری عوامل(خصوصا فشارهای اجتماعی)دست به دست هم میدن تا شخصی با این سن پایین به تمام وابستگی هاش به گذشته وتمام امیدهاش به موفقیت در آینده پشت کنه. نه فقط اون پسر بیچاره که به نظرم زندگی اونم خراب شد.همه چیزو سر یک نفر نشکنین.حتی اگه اون دختر یه دوست قابل اطمینان داشت که درد دلشو با اون میگفت شاید خالی می شد و اون اتفاق نمی افتاد ولی به نظرم نداشت.فقط خبری که شنیدم و خیلی دلم سوخت این بود که پزشکی قانونی گفته قبل از رسیدن به زمین سکته کرد.شایدطفلک ترسید و پشیمون شد.فقط نمیدونم چرا تو آگهیش عکسشو زدن!معمولا برای خانوما رو نمیزنن.ما هم این ترم فارغ التحصیل نرم افزار شدیم ولی خیالتون راحت اگه کلاهم تو طبقه ۵ فنی بیفته خم نمیشم برش دارم.همه موفق باشید
تیر ۹م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۴ ب.ظ
اینطور که من از یکی از دوستان لنگرودیم شنیدم این خانم تو خونواده مشکل داشته که باعث شده بیاد دانشکده فنی دست به خودکشی بزنه.
برام مهم نیست که چرا دست به خود کشی زده بلکه این مهمه که چرا اینقده بی اراده بوده که نتونسته در برابر مشکلات بایسته و خودکشی رو پیشه گرفته. با این کار نه مشکلش حل میشه نه کسی دنبال کارشو میگیره.
به هر حال امیدوارم سایر دوستان از این کارهای ابلهانه نکنند.
البته اینجا باید دانشگاه لاهیجان رو هم مقصر دونست به دلایل زیر:
۱/ دوسال پیش یکی از دانشجویان قصد خودکشی از دانشکده فنی رو داشت چرا مسئولین تدابیری برای پنجره های مجتمع نمی اندیشند؟
۲/ تا اتفاقاتی از این قبیل نیفته مستولین دو در در هنگتم ورود به دانشگاه چرا کارت دانشجویی رو نگاه نمیکنند؟ (حتما باید کسی بمیره؟)
۳/ مسئولین دانشگاه به جای جداسازی واحدهای عمومی دختران و پسران چرا همایش هایی برای دانشجویان نمیذارند تا در مورد موضوعات مهم به صحبت بشینند. فقط از دید خودشون قانون وضع نکنند بلکه نظرات دانشجوها رو هم بکار ببرند
۴/ این همه شهریه میگیرند چرا هیچگونه امکانات رفاهی برای دانشجویان لحاظ نمیکنند
و ………………
تیر ۹م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۱۳ ب.ظ
یکی از بچه ها گه می گه با داداش دختره دوسته چیزه دیگه ای می گه.
اما می این جا حال ندارم بنویسم.
بعدا می گه تو وبلاگت بنویس.
تیر ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۹ ب.ظ
خیلی قشنگ است ایول
تیر ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۷:۳۴ ب.ظ
manam shenidam migan ghazie eshghi bode,ama man baid midonam,chon ageinjori bode chera omade daneshga,hala yeki az bachehaie hamin daneshgah ke az dostame mige jaye behtaraz daneshgah peida nakarde ke sarseda kone.beharhal kheili kare ahmaghaneyy bod.
تیر ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۲ ب.ظ
پسره رو بازداشت کردن مطمئن باشید مشکل خانوادگی نبوده یه سر به http://www.azadlahijan.blogfa.com بزنید
تیر ۱۰م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۹ ب.ظ
بچه ها همینطور به بحثتون ادامه بدین شاید به نتیجه برسید
در ضمن دو سال پیش هم یه خودکشی ناموفق داشتیم تو این خراب شده (دانشگاه لاهیجان)
تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۲ ب.ظ
salam man langerudi hastam nemidonam chera harkasi mikhad khodesho bekoshe miad to sakhtemonemon.behar hal gonahe kheyli bozorgiro mortekeb shode
تیر ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۱ ب.ظ
تا جایی که من اطلاع دارم هیچ کس ندیده که رویا خودشو به پایین پرت کنه فقط یک نفر اونو در حال سقوط دیده رویا خیلی درسش خوب بود و به خیلی از بچه ها درس میداد خیلی آروم و سنگین بود آدم نترس و رک گویی هم بود. برای همه عوامی که بدون هیچ شناختی از رویا در موردش قضاوت میکنند متاسفم. واقعا این دنیا با این همه عوام زدگی برای رویا جایی نداشت. چقدر راحت میشه کلمه خود کشی رو سر زبون این همه آدم احمق انداخت !!. برای خودم و برای همه متاسفم..
یعنی شما میگین غیر از این بوده؟ درست ما قضاوت نکردیم فقط این پست من مبنایی بود که دیگران هرچه که میدونن رو اینجا بنویسن تا حدودی شفاف سازی بشه. ممنونم، ایمیل شما هم رسید.
تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۸:۱۸ ق.ظ
سلام من دانشجوی دانشگاه آزاد لاهیجان هستم. اون روز ما امتحان داشتیم. خیلی خوشحالم که ما ۱۰ دقیقه زودتر از دانشگاه رفتیم بیرون. می خواستم به آقای پورحسین مدیر گروه زبان تبریک بگم چون ایشون آدم پر مدعایی هستند که همیشه تو کلاس رو تخته می نویسند یا حسین جان مظلوم کربلا. و همیشه در حال مسخره کردن دانشجوها هستند.
حالا خوب شد به جای اینکه بیان به ۴ تا تار مو دخترا گیر بدین برین ببینید این همه آدم مجهوا الهویه که دانشجو نیستند واسه چی میان تو دانشگا. اصلان خود این آدم ۱۰۰ بار مهمانهای دانشجوهارو تو کلاس راه داده. من رشته آموزش زبان می خونم الان دیگه حالم بهم میخوره برم دانشگاه. از اون زنای چادری که مثلا انتظاماتن به جای اینکه نگاه کنن که طرف دانشجو هست یا نه فقط نگاه می کنن که طرف مانتوش کوتاه یا بچسبونه بفرماین تحویل بگیرین طرف اومد خودشو کشت حالا برین به پدر مادرش جواب پس بدین.
تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۶ ق.ظ
خدایش خوب پیچمیدن اگه اون چیزیو که از خدابیامرز خاستن از شما هم می خوا ستن اونوقت این جوری بل بل زبونی نمی کردین
تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۱ ق.ظ
چرا هیچکس به این فکر نمیکنه که پزشکی قانونی راحت تر ز من و شما میتونست دلیل مرگشو گزارش کنه چرا نذاشتن کالبد شکافیش کنن؟؟؟؟
تیر ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۸ ق.ظ
جای تاسف داره و کسی توی این دانشگاه به این چنین موضوعی اهمیت نمی دهد
تیر ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۶ ب.ظ
یه فرشته بود . جاش تو بهشته.
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۱:۵۶ ب.ظ
کار درست و این دختره انجام داده
فکر نمی کنم من یا شما در حدی باشیم که بگیم کارش درست بوده یا نه
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۳:۳۱ ب.ظ
بهتره جای این حرفا و مسخره کردن دلیل این کارو بررسی کرد و دید واقعا چهی باعث این کار شده ،هین هم باید مدنظر داشت که فشارهای اجتماعی و…تاُثیر داشته البته کم نبوده فشارهای حراست که تاسف آوره شما هم مشخصه که ازشون حمایت میکنین و اینو هم در نظر داشته باشین که ملت نادون نیستن
ممنون از اظهار نظرتون. خیلی بیشتر خوشحال میشم اگه شما اطلاعات کافی در اختیار ما قرار بدین تا موضوع کمی شفاف سازی بشه. من و دوستانی که کامنت گذاشتن در همین حد اطلاع داشتن.
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۴:۳۳ ب.ظ
به خاطر منم ۱۰۰۰ نفر خودشونو میکشن چیه مگه؟:”>
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۵:۳۵ ب.ظ
man az doostay nazdike un pesaram pesare az ruze 5 bazdashte va 3 ruz tu agahi bud bad ferestadanesh zendan .bichare ba unke ghasam mikhorde hich kas harfasho bavar nemikone ey kash yekiham dar morede pesare minevesht akhe 2 ta az emtehanasho nazashtan bede chon tu bazdashgah bud
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۵:۳۸ ب.ظ
rasti hamatun dorugh gu hastin chon ba dorughatun pesararo ta pay tanab bordin az khoda nemitarsin
سلام. من اصلا در جریان نیستم. میشه یکم واضح تر بگین؟ قضیه به طور کامل چی بود؟ الان چرا تو زندان به سر می بره؟ واقعا فکر می کنین نظراتی که اینجا رد و بدل شده تو دادن حکم تاثیر داشته؟ خواهش میکنم کامل و واضح توضیح بدین تا بتونم پست دیگه ای بنویسم در مورد اون آقا.
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۵:۴۱ ب.ظ
hame mikhan taghsiraro paye pesare bezaran bayad ghiafe un badbakhto mididi man mishnasamesh chand vaghte saresh tu kare khodesh bud hamash kar mikard ta pul dar biare akhe baba nadare
به خدا من بی خبرم. اخه چی بگم وقتی هیچی نمیدونم؟؟؟؟؟ یه عده از دوستان اینجا نظر ناقص گذاشتن. شما بیشتر توضیح بدین. ممنون میشم
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۵:۴۳ ب.ظ
in hame adam khalaf mikonan bad nemidoonam chera paye refighe ma minivisanesh bichare chejoory mikhad tu in daneshgah darsesho edame bede age ekhrajesh nakonan
قضیه از چه قرار بوده که به دوست شما گیر دادن؟ خلافی کرده بود؟
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۵:۵۶ ب.ظ
na vali migoftan bahash rabete dashte
رابطه اش در چه حدی بوده؟ حتما فراتر از مرز و حدود بوده که بازداشتگاه بردنش درسته؟
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۵:۵۷ ب.ظ
hame alayhe dustam cherto pert goftan
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۵:۵۹ ب.ظ
ey kash ghiafe arasho mididin bad migoftin badbakhty yani chi bichare madaresh rasty man payame yeki az dustatuno khundam gofte bud arash oghde dare ?? jalebe
دلم سوخت. واقعا نتیجه گیری و نظر دادن سخته. الان آقای ارش وضعیتشون چه جوریه؟ در چه حال و کجا هستن. شما زیاد سخت نگیرین. یه عده یا از روی ناراحتی یا دشمنی و یا بی اطلاعی نظری گذاشتن
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۰۹ ب.ظ
sabr konid ta arasham mesle roya tu zendan divoone beshe ya khodesho bokoshe bad beshinin begin badbakhte ye pesare divoone shod ya khodkoshi kard akhe miduni ma irania bad az inke kar az kar gozasht taze yademun miofte bayad donbale moshkel begardim bad taze biam halesh konim
الان من باید چه کاری انجام بدم؟
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۲ ب.ظ
zendane lahijane man fekr konam faghat be khatere madaro baradar kuchikashe ke tahala khodesho nakoshte ya hanooz divoone nashode
یعنی چی؟؟؟؟ اخه به چه جرمی؟؟؟؟
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۱۹ ب.ظ
arash zendane lahijane fekr konam hala halaha tu bemune badbakht ba un zabane khubesh bayad ab khunak bekhore pishe ye mosht khalafkar badam ke azad shod fekr konam az daneshgah ekhrajesh konan ba ye parvande ghatur zire baghalo ye ordangi faghat khoda mitune behesh komak kone shoma ham barash doa koni
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۳ ب.ظ
faghat az unayi ke dorugh goftan bazi chizi joloye cheshmashuno gerefte begin khoda ham hast haddeaghal adam bashid va ye nafarao paye dar naferstid un be che dalile maskhrei … ma hamegi bayad ham baraye roya doa konim chon be khatetere khodkoshi ruhesh dar azabe ham baraye arash ke mikhan dasty dasty bokoshanesh
امیدوارم که حق کسی این وسط پای و مال نشه و ارش هم …..
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۸ ب.ظ
man nemitunam bishtar az in begam ahy unayi ke arasho mishnakhtin chantatun be arash pishnehade dusty dadin un ghabul nakard bad arash ehsase kambude mohabat dashte vaghean ke khandedare khob man mikham baziharo ba vejdaneshun tanha bezaram
تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۳۱ ب.ظ
khodahafez ta maraseme khatme arash har kio unja bebinam az bachehaye daneshgah be fohsh mikesham
خدا نکنه این چه حرفیه که شما می زنی؟
تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۵۳ ق.ظ
dalili baraye zende boodan vase javoona vojood dare ? ba en vazeyate bikari hame bayad khodeshono bekoshan , be nazaram donya vase pooldarast va bara ye eseye khasi , baghye bemirand behtare ta zende zende shekanje beshand
تیر ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۵:۳۸ ب.ظ
bichre dokhtare bebin chi mikeshid.darse ebat beshe baraie ma.
تیر ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۳۴ ب.ظ
من هیچ تقصیری در خودکشی رویا نداشتم وقتی شنیدم خیلی جا خوردم ولی مقصر اصلی خانوادش و مسظولین دانشگاه بودن همه حقایق نمیشه گفت ادم اگر زنده باشه ولی زندگی نکنه چه فایده ای داره تو این روزگار عاشقی بزرگترین جرمه دوستان منم خیلی مدته که مردم خیلی مدته…..
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۳ ق.ظ
سلام.آقا همه میگن حراست طبقه ۴ نیست طبقه ۵ .
من خبرای زیادی در این رابطه خوندم.اما به نظر من خانم ر.ح می تونه بعد از بیرون اومدن از اتاق حراست و دیدن چشمهای بزک کرده ی اطرافیانش دست به این کار بزنه.
البته وقار، معاون دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان گفت این قضیه به دانشگاه ربطی نداره اما آقای رستم زاده ورودی ۸۵ زبان در ارتباط با این قضیه دستگیر شده؟اونم از طرف حراست.چرا؟
تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۴ ب.ظ
سلام
خواهش میکنم.
همونطور که شنیدین خانم ر.ح
آقای رستم زاده رو دوست داشته و به نقل از دوستان خانم ر.ح روز واقعه هم برای دیدن آقای رستم زاده اومده بوده.
حراست دانشگاه هم از این جو سواستفاده میکنه و به جرم انحراف افکار و فریب خانم ر.ح دستگیر می شه.
با تشکر
تیر ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۸ ق.ظ
سلام
من دانشجوی دانشگاه لاهیجان هستم
داستان از این قراره که پسری به این خانوم قول ازدواج میده و بعد این دختر رو حامله میکنه و بعد میگه که قصد ازدواج نداره این دختر هم که طاقت کنار اومدن با واقعیت رو نداشت خود کشی میکنه الان اون پسر فراریه و تحت تعثقیب مامواست
درضمن دانشگاه ازاد یه نهاد خصوصیه اصلا حراست نداره حراست دانشگاه ازاد همون نگهبانی حساب میشه که ربطی به وزارت اطلاعت نداره
دانشگاه ازاد خصوصیه حتی این دانشگاه زیر نظر وزارت علوم نیست و مدرکش از نظر قانونی وزارت علوم معتبر نیست دوباره تاکید میکنم که نهاد حراست دانشگاه ازاد وجود نداره
مرداد ۲م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۴ ب.ظ
سلام دوستان
۱-آقای آرش رستم زاده فعلا با قید وثیقه آزاد شده(قابل توجه دوستان خالی بندی که بیخود اظهار نظر می کنند)!!!
۲-در جمع ما یکی از دوستان که همشهری آرش و از دوستان صمیمی آرش هستن حضور داره و با هم که این اخبار واظهار نظرهارو میخوندیم گفت که ۷۰% خالی بندیه!!!
۳-بر طبق گفته ی این دوست ما آرش با دخترهای زیادی ارتباط داشته حتی یکی از اساتید خانم رو برای خودش صیغه کرده بوده!لازمه که بگم همونطور میدونید صیغه کردن هیچ اشکالی نداره واسش حرف در نیارین!!!!
۴-یک خبر نه چندان موثق:شنیدیم که فیلمی هم از این خانم پخش شده(البته از ما نشنیده بگیرین)!!!
۵-اما یک خبر موثق: دوست ما از یکی از دوستاندختر آرش شنیده که آرش دنبال محلی برای سقط جنین بوده!!! نتیجه با خودتان…
رویا حاضر به سقط نبوده و میگفت که باید آرش با اون ازدواج کنه!!!
۶-اما اینکه کی مقصر بوده اینطوری مشخص نمیشه باید اطلاعات بیشتری بدست آورد
۷-طبق بند ۵ رویا هم کم و بیش مقصر بوده! چرا یه دختر نباید حاضر به سقط بشه؟!!!!!!!
اصلا چرا گذاشت کار به اینجا بکشه میتونست خیلی زودتر از اینها پیشگیری کنه! الآن پسرها هم میدونن که بعد ازس.. دختر باید قرص ضد بارداری بخوره!!! یعنی اون واقعا نمیدونست یا نخواست!!!
۸-لطفا اینقدر موضوع رو به حراست نسبت ندین! کار به جایی رسیده که از مایی که ترم آخریم هم کارت دانشجویی میخوان برای ورود به دانشگاه خودمان!!! این حرفها دردی رو دوا نمی کنه هیچ تازه درد ما رو هم بیشتر کرده!!! نکنید این کارا رو یه کم خجالت بکشین…….
۹-در صورت درز اخبار جدید لطفا به آدرس ما mail بزنید:
shadow_of_dram@ yahoo.com
مرداد ۴م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۷ ق.ظ
بس کنید !از این مطلب خودکشی به شما چه که خودشو کشت شما زندگی خودتون بکنید اینجوری بهتره نه ؟
مرداد ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۷:۱۳ ب.ظ
شماره ۸۲که خودشو حمید معرفی کرده معلومه که از طرف دانشگاست.یا شایدم یه احمقه!
چقدر بی شرم هستند!؟؟
شهریور ۵م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۵ ب.ظ
روحش شاد فقط همین
شهریور ۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۲۸ ب.ظ
بس کنید دیگه شورشو در آوردین من خودم دانشجوی همین خراب شدم.با چشام از دور هم دیدم هم شنیدم از کثافت کاریه بعضی ها که میدونید منظورم کیاهست.خوبه خودتون میدونید تو این مملکت با این آدما….که نگم بهتره چه خبره…..!!!! الکی اون دخترو زیر سوال نبرین.عاشق بودن اون دختر یه دروغ محضه.خیلی راحت میتونن به هر دلیلی اون دخترو محاکمه کنن و خودشونو بکشن کنار چون دیگه نیست.این “اس ام اس ” مصغرتم نمیتونه چیزیو روشن کنه.دیگه گذشت اون زمانی که هر چی تو مغزمون میچپوندین ما هم میگفتیم بله بله هر چی شما بگین…
شهریور ۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۳۶ ب.ظ
اتفاقا کاملا این قضیه بر میگرده به حراست .شماها حتی سر خودتونم شیره میمالین چه برسه به ما که یه دانشجوهو آدم عادی هستیم آقای ۸۲…میشناسیمتون برو بابا بای بای
شهریور ۱۲م, ۱۳۸۷ at ۳:۲۹ ب.ظ
سلام و خسته نباشید
همیشه سعی کنین دنیال حقیقت باشین یا مطلبی رو نگین یا تمام و کمال بنویسین البته امید ندارم اینو بذارین بمونه، بخاطر بعضی مسائل،…
اون دختر بیچاره ای که خودکشی کرده بابت اون پسره از خدا بیخبر آشغالی بوده که ازش حامله بوده چند ماه، اومده که بگه الان دیگه وقتشه پسره گفته برو بابا.شرم به اون پسر موفق باشید
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۵ ب.ظ
salam.roze hadese man ba yeki az negahbanaye khobe daneshgah bodam.javone khob o moadabiye,taze behesh khabar dadan ke khodesho beresone daneshgah ke bande khoda khod koshi karde…inam begam,dalilesh vazeh o roshan nist.man khodam kenare mashine ambolance bodam vali kesi az mozo chizi nemidonest.vali khaheshan donbale havashi nabashin … on dokhtar raft …
شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۰ ب.ظ
rasti yechizi..age vaghean donbale hashiye migardin daneshgahe ma(lahijan)behtarin gozinast.ta deleton bekhad harfayi zade mishe ke hich rabti be mohite amozeshi nadare.aslan omadan onja ke dore khodeshon begardan o akharesh hichi be hichi.ezat ziyad
شهریور ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۶ ق.ظ
دانشجویان ازاد لاهیجان جرات ندارن!
در دانشگاه ازاد تهران شمال دانشجوها به خاطر غذاوصحبت نا بجای نگهبان دانشگاه اعتصاب کردند !!! ومسئولین دانشگاه به غلط کردن افتادن !!!!
حالا توی دانشگاه ازاد لاهیجان یک نفر خودشو گشته یا گشتنش به هر حال کسی در این مورد اعتراض نکرد !!!
جای تاسف داره
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۱ ب.ظ
من از قضیه هیچی نمیدونم چون دانشجو اونجا نبودم ولی از این به بعد هستم داشتم تو گوگل سرک میکشیدم که دیدم یه خبر راجع به خودکشیه یکی تو دانشگاه لاهیجانه خیلی کنجکاو شدم و تمامه نظراتو خوندم و فقط میتونم بگم اگه حرفاتون راجع به این دختر خانوم درست نباشه همتون باید اون دنیا جوابشو بدین پس اگه اطمینان ندارین پشته سرش حرف در نیارین و اگه این دختر عشق پسره بوده و به خاطر اون خودشو کشت به نظر من کارش بزرگترین کاره دنیا بود ۱/نه غرورشو شکست و پایه پسره افتاد ۲/نه عشقشو کنار گذاشت حالا هم به خاطر شادی روحش یه صلوات بفرستین شاید شما رو بخشید مرسی از اینکه نظرمو خوندین بای
مهر ۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۱۶ ق.ظ
من میدونم کی کشتش
کار الیاس
همونی که تو فیلم اغماء بازی میکرد
من اونجا بودم