گیلاس عزیز گفت، هر کس دوست داشت این بازی رو ادامه بده! خب چون منم خوشم اومده ادامه می دم! این بازی درباره میز تحریر و کامپیوترتون، باید عکسش رو بگذارید، بقیه هم حس و حال شماست.
اول یش برمیگرده به زمانی که خیلی کوشیک بودم، در خانه پدری، شب و روز چسبیده بودم به این سیستم و از اتاق بیرون نمی اومدم. وای چه خاطره هایی، چه لحظه هایی، چه شبایی، خیلی خیلی خیلی بی نهایت اینجا رو دوست داشتم. شب تا صبح بیدار و اینترنت گردی، روزا هم طفلی اینقد باید می خوند تا رنگش به قرمزی می رفت. تا جون داشت ازش کار کشیدم! آخی آخی … شلوغ پلوغی اتاقم تا سقف هم ادامه داشته و دارد! ![]()
و حالا هم پشت این میزم. اینم باحاله، تو شرکت خودمون. من عاشق سیستمی هستم که اطلاعاتم روشه، احساس میکنم بچه مه! تعدادی از دوستان فکر میکنم که عکسش رو دیده باشن، عکس نیکولچه و خانوم گل و گلای خوشگلم همین جا بود جلوی همین سیستم.
یه پی نوشت هم اضافه کنم که عاشق این مدل میز ها هم هستم! میمیرم واسشون. 
هر کدوم از دوستا که دوس دارن، تو این بازی شرکت کنن! جالب سیستم هایی رو که از پشت اون با هم در ارتباطیم رو ببینیم! این طور نیست؟











اسفند ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۳۷ ب.ظ
سلام دوست جونه من. خوبی؟
چه پسته قشنگی نوشتی.
منو به یاده خاطراته گذشتم انداخت.
به اون روزایی که آرزوم این بود یه کامپیوتر داشته باشم. ولی خب . وضعیت مالی اون موقع اجازه نمیداد منم صاحبه یه کامپیوتر بشم .ولی داداشه عزیزم که چند روزه دیه عروسیشه منو به این آرزوم رسوند. پنج ساله پیش یه کامپیوتر واسم خرید . هنوز که هنوزه پای همون کامپیوتر میشینم . این کامپیوتره شاهده همه چیزه من بوده . خنده ..گریه …چت کردنام و هزاز هزار چیزه دیگه.خیلی دوسش دارم . شاید منم توی این بازی شرکت کنم.دعوتم؟
فدات بشم.
قربانت حدیث…!!!
دعوتی!
دوس جونم کجایی؟
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۴:۱۹ ب.ظ
اما من بیشتر دوست دارم کامپیوترم میز نداشته باشه!
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۴:۲۰ ب.ظ
اما من بیشتر دوست دارم کامپیوترم میزی نباشه!
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۰۲ ب.ظ
هیچ میزی میز خودم نمیشه
)
همه چیز روش پیدا میشه
همین الان که دارم مینویسم این چیزهارو میتویند روی میزم ببینید:
۱/کش! از دور یه بسته اسکناس بازش کردم!
۲/کارت شارژ ایرانسل! (در حمایت از بخش خصوصی یک هفتهایست که خط ابرانسلم را که حدود ۳ ماه بود خریداری کرده بودم را هم راه انداختم!)
۳/لیوانی که توش چایی خوردم
۴/قندون
۵/کارت سوخت!!
۶/بیمه نامه ماشین و کارت ماشین و …
۷/مداد خودکار و ماژیک فسفری
۸/ناخن گیر و چاقوی سوئیسی (اصل هم هست
۹/ ۱۰-۲۰ تا سی دی همین جوری روی هم افتادن
۱۰/جزوه های دانشگاه - سه چارتاش
۱۱/سررسید سال ۸۷
۱۲/ موبایل و هندزفری و شارژر
۱۳/گوشی تلفن بیسیم
۱۴/هدفونی که خرابه!
۱۵/ هنوزم بگم؟
نوچ، عکسش رو بذار!
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۱۸ ب.ظ
سلام حدیثه عزیزم
خیلی خوشگل شده قالبت،اومدم تو ذوق کردم،دلم میخواد بقلش کنم!
راستی تو فید من رو داری؟
مرسی از احساست
نوچ ندارم
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۹ ب.ظ
انریکهه هاشووووووووووووووووووووووو خیلی لوس و ننری که اینهمه عکس انریکه گذاشتی
حالا این یکمش بود که دیدی!
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۱:۳۰ ب.ظ
خیلی خوشمل بود میزت … راستی نامه رو نوشتماااااااااااااااا
خیلی کیف کردم خیلییییییییییی بازی خوبی بود این که تو دعوتم کردی 
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۱:۳۱ ب.ظ
مرسییییییییییییی دوستم

خواهش میکنم عزیزم
، تو این بازی هم شرکت کن!
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۹:۵۴ ب.ظ
سلام.با اینکه معمولا میزم شلوغنیست(حتی اگه اتاقم بهم ریخته باشه)ولی الان خیلی شلوغه اتاقمم ریختم بهم بلکه تمیزش کنم،ولی هنوز اتاق تکونیمو شروع نکردم.
به منم یه سری بزنید لطفاٌ.
عید نزدیکه، وقت اتاق تکونی رسیده!
خوبی ملیکا خانوم گل؟
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۹ ب.ظ
بازیهای وبلاگی داره پیشرفته و جالب میشه خوشم اومد
همیشه شاد باشی