الان این پست رو با اعصابی بسی خط خطی می نویسم! پست رو کامل نوشتم خواستم عکس بزارم سیستم هنگید! مجبور شدم ری استارتش کنم. اَه
اول از همه از دوستای گُلم تشکر کردم به خاطره تبریک هایی که گفتین. بسیار بسیار سپاسگذارم. خسته که نمیشین؟ امیدوارم شما هم روزهای پر از تبریک داشته باشین.
بعدش گفتم: یادتونه گفته بودم یه جایی اسم من رو اشتباه نوشته بودن محدثه؟! فکر نمیکنم هیچ کدومتون حدس زده باشین کجا بوده. این یه نمونه کوچیکشه که گذاشتم اینجا… البته الان تصحیح شده رو بهمون تحویل داده.

اه اصلا حسش نیست دوباره از نو پست رو بنویسم! قلبم ترک خورد. 











بهمن ۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۰۸ ب.ظ
نمیدونم این سیستمه چشه!
اه
بهمن ۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۵۹ ب.ظ
عجبا چه معمای سختی
اینی که تو عکس میبینید چیه؟؟؟؟؟؟
پلاک
انگشتر
کیک عروسی؟
کیبورد!
جاکلیدی؟!
/مبارک باشه من دیر رسیدم P: هم شما هم همسر گرامی
کیبورد بود
بهمن ۱م, ۱۳۸۶ at ۷:۴۴ ب.ظ
منم یادمه

ولی نمیدونم کجا بود
بهمن ۱م, ۱۳۸۶ at ۸:۵۳ ب.ظ
مگه اسمت محدثه نیست؟..محدثه؟
محدثه..محدثه..
بچه ها در ریم الان آقاشون میاد
محدثه خودشی
بهمن ۱م, ۱۳۸۶ at ۹:۲۴ ب.ظ
سلام حدیث جان . خوبی عزیز. خیلی جالب می نویسی . خوشم می یاد که احساست رو ساده و روان بیان می کنی ولی گلم سعی کن اعصابت رو خط خطی نگه نداری .
ببخش که دیر اومدم اخه حسابی دارم واسه امتحاناتم می خونم و اگه خدا بخواد این ترم فارغ التحصیل .
و میشم مهندس. البته نیمه مهندس هنوز تا مهندسی کمی راه مونده اما اصولا به قول دوستم مینا من اعتماد به نفسم خیلی بالاس و خودمو هنوز هیچی نشده مهندس میدونم . خوب راست میگم دیگه.
موفق باشی
قربانت حدیث…!!!
همه حدیث ها اعتماد به نفسشون بالاست
، منو ببین
بهمن ۱م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۲۵ ب.ظ
http://hamsterkocholo.blogfa.com
دلم را سوزاندی، خب نکن این کارا رو
بهمن ۲م, ۱۳۸۶ at ۵:۵۲ ق.ظ
از منم تبریک تبریک تبریک
شرمنده اینقدر دیر
بهمن ۲م, ۱۳۸۶ at ۲:۰۹ ب.ظ
سلام وبلاگ قشنگی دارید.. من بهتون لینک دادم خوشحال میشم شما هم به من لینک دهید.. متشکرم بای
مزاحم می شم