آخی غصه نخور عزیزم…
آخه خلقت اینا خیلی عجیبه!!
به همون سرعتی که زیاد میشن کم میشن
مواظب اون سه تا باش … اصلاً میدونی چیه غصه چیزی رو که از دست رفته نخور هیچوقت … رفته دیگه …
ای باباااااا چقدر سخته! اومدم از شیرین کاری های سوزی بنویسم دیدم تو غمگینی دلم نیومد! خب حق داری از بس با مزه ان ادم دلش می گیره خدا کنه بقیه سالم بمونن …نمیشه پیش دامپزشک ببری؟
آذر ۱م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۷ ب.ظ
آخی عزیزم.

واقعا درکت می کنم ولی اصلا نمی دونم توی همچین موقع ها چی باید بگم! چون خودم خوشم نمی یاد تو این جور مو قع ها کسی باهام حرف بزنه!!
emmm
آذر ۲م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۱ ق.ظ
حدیث جون مواظب خودت باش
میدونم که احساس بدی داری
هی روزگار
آذر ۲م, ۱۳۸۶ at ۶:۲۶ ق.ظ
بعضی وقتا آدم حال می کنه خودشو به افه مثه الان نه؟
به شدت موافقم
آذر ۲م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۳ ب.ظ
آخی
غصه نخور عزیزم…


آخه خلقت اینا خیلی عجیبه!!
به همون سرعتی که زیاد میشن کم میشن
مواظب اون سه تا باش … اصلاً میدونی چیه غصه چیزی رو که از دست رفته نخور هیچوقت … رفته دیگه …
چ ش م
آذر ۲م, ۱۳۸۶ at ۶:۴۰ ب.ظ
ای بابا امان از این ….
چی بگیم جز آرزوهای خوب.
مرسی
آذر ۳م, ۱۳۸۶ at ۴:۱۰ ب.ظ
طفلک کوچولوها…دلم خیلی سوخت…
من بیشتر
آذر ۳م, ۱۳۸۶ at ۵:۲۰ ب.ظ
من نکشتمشونا.
آذر ۳م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۲۲ ب.ظ
الهی
آدم یه چند وقت با یه موجود زنده باشه بهش اخت میشه میدونم چی میگی امیدوارم بقیه شون سالم بمونن

امیدوارم
آذر ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۳۲ ق.ظ
ای باباااااا چقدر سخته! اومدم از شیرین کاری های سوزی بنویسم دیدم تو غمگینی دلم نیومد! خب حق داری از بس با مزه ان ادم دلش می گیره خدا کنه بقیه سالم بمونن …نمیشه پیش دامپزشک ببری؟
کار از کار گذشت دیگه دامپزشک فایده نداره
آذر ۴م, ۱۳۸۶ at ۷:۴۸ ب.ظ
خدمم نمیدونم مال کیه
اگر نه همیشه مینویسم 

هنوز غصه داری دوستم؟ ناراحت نباشیا خوب؟؟؟
سعی خودمو میکنم