مهر ۱۰

فیلم خوشمزه ای بود! هم خوشمزه ، هم عشقولانه.

با زبون روزه نشستم پای این فیلم. حسابی ضعف رفتم… شمال و جنگل و دریا و کلبه و رستوران و غذاهای خوشمزه.

ادم چه کیفی میکنه جاهایی رو که رفته تو فیلم ببینه. لونک ، انزلی، و …!

پ.ن: از اون حرکت یک دو سه، ولش می کنم! خوشم اومد:D شِگِرده خودمه! 

مهر ۱۰

ای دوست حدیث وصل و هجران بگذار

کاین عشق من و تو داستانی دگر است

 

پ.ن: ماهی ها عاشق می شوند را می نگریم….!

مهر ۸

بچه های عسل خانومی پنج ام مهر به دنیا اومدن! پنچ تا… هنوز نمیدونم کدوماش دخترن ، کدوماش پسر. خلاصه این چند روز حسابی باهاشون زندگی کردم. بزنم به تخته عسل خیلی باهوش و عاقلِ. مموشم از خانوم بچه هاش جدا کردم. داره دق میاد بیچاره.:(

مهر ۴

ما که بسی خوشمان آمد. :)

مهر ۱

همین الان یکی از دوستا پی.ام فرستاد که وبلاگش به روز شد، تند تند رو لینکش کلیک کردم، اگه گفتی چی دیدم؟

« شل سیلوراستاین » رو دیدم.

تقریبا از زمانی که کوچ کردیم شمال توسط یکی از دوستام با کتابای عمو شلی آشنا شدم. وای چقدر کیف می کردم کتاباشو می خوندم و هر چی به ذهنم می رسید رو زیرش پی.نوشت می کردم.

هــِی چه دورانی داشتیم. اول کتابای نرگس دوستم رو خوندم و بعد افتادم پی کتاباش، یادمه کتابفروشیای رشت رو با چه ذوقی زیر و رو می کردم. وقتی یهویی یه عالمه کتاب ازش میدیدم کور می شدم. :D

کتابای عمو شلی رو با ترجمه های متفاوتش دارم ولی کاره خانوم چیستا یثربی یه چیزه دیگه است. اون کتابایی رو هم که دو زبانه است رو به بقیه ترجیح میدم…

تو مدرسه کتابش همرام بود! برای نوشتن پی.نوشت.!

کتاب عمو شلی رو فقط به یه نفر کادو دادم :X:D ( بیست و پنج دقیقه مهلت! ) چون دوست نداشتم کسی کتابش رو داشته باشه. حس حسادت شدید بهم دست می داد. :-P

 

« من و تو »

یاد می گیرم تو چه هستی،

تو یک دریای طوفانی هستی!

تو هم یاد بگیر من چه هستم،

من یک مرغ دریایی هستم…

می بینی!

خیلی از هم، دور نیستیم…

پ.ن: اول مهر مبارک! روزایی که سال آخر واسه امتحان می رفتم مدرسه رو خوب یادمه. هر روز به شوقه اینکه چند روز دیگه هیچ وقت امتحان نمی دم و مدرسه نمیام میرفتم واسه امتحان! زیاد بهم خوش نگذشت تغییر مدرسه و دوست و شهر و دیار…..

مطالب بعدی »