همین الان یکی از دوستا پی.ام فرستاد که وبلاگش به روز شد، تند تند رو لینکش کلیک کردم، اگه گفتی چی دیدم؟
« شل سیلوراستاین » رو دیدم.
تقریبا از زمانی که کوچ کردیم شمال توسط یکی از دوستام با کتابای عمو شلی آشنا شدم. وای چقدر کیف می کردم کتاباشو می خوندم و هر چی به ذهنم می رسید رو زیرش پی.نوشت می کردم.
هــِی چه دورانی داشتیم. اول کتابای نرگس دوستم رو خوندم و بعد افتادم پی کتاباش، یادمه کتابفروشیای رشت رو با چه ذوقی زیر و رو می کردم. وقتی یهویی یه عالمه کتاب ازش میدیدم کور می شدم. ![]()
کتابای عمو شلی رو با ترجمه های متفاوتش دارم ولی کاره خانوم چیستا یثربی یه چیزه دیگه است. اون کتابایی رو هم که دو زبانه است رو به بقیه ترجیح میدم…
تو مدرسه کتابش همرام بود! برای نوشتن پی.نوشت.!
کتاب عمو شلی رو فقط به یه نفر کادو دادم ![]()
( بیست و پنج دقیقه مهلت! ) چون دوست نداشتم کسی کتابش رو داشته باشه. حس حسادت شدید بهم دست می داد. ![]()
« من و تو »
یاد می گیرم تو چه هستی،
تو یک دریای طوفانی هستی!
تو هم یاد بگیر من چه هستم،
من یک مرغ دریایی هستم…
می بینی!
خیلی از هم، دور نیستیم…

پ.ن: اول مهر مبارک! روزایی که سال آخر واسه امتحان می رفتم مدرسه رو خوب یادمه. هر روز به شوقه اینکه چند روز دیگه هیچ وقت امتحان نمی دم و مدرسه نمیام میرفتم واسه امتحان! زیاد بهم خوش نگذشت تغییر مدرسه و دوست و شهر و دیار…..











مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۱۴ ب.ظ
درخت بخشنده
درجستجوی قطعه ی گمشده
آشنایی قطعه ی گمشده با دایره ی بزرگ
این سه تا کتابش رو میپرستم
۱۰۰
بار خوندم و کادو دادم
پیشنهاد میکنم کتاب های
Jostein Gaarder
رو امتحان کنی
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۱۸ ب.ظ
حتماً امتحان میکنم !
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۳۳ ب.ظ
منم خیلی دوست میدالم
مرسی اومدی مهربووووون
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۱ ب.ظ
این وسط فقط یثربی را شناختم که ظاهرا کارشناس فیلم و ازین داستانهاست!
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۸ ب.ظ
همینم خوبه محمد خان
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۱:۵۱ ب.ظ
منم دوزبانه رو بیشتر دوست دارم
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۱:۵۷ ب.ظ
بهترین خاطرات من از مدرسه فقط و فقط اذیت کردن با دوستام :دی

و بودن با بعضی! از معلمام بود و تا ۱ سال دیگه هست!
ممنون از لینکیدن
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۲:۰۵ ب.ظ
چرا وقتی می زنم تماس با من نمی یااااد؟

مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۲:۲۴ ب.ظ
چون هنوز اون قستمش و آماده نکردم
درست شد!
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۲:۳۹ ب.ظ
من هیچ کدوم از کتاباشو نخوندم
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۲۸ ب.ظ
من هم گذاشتم ممنون … …
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۰ ب.ظ
nemidoonam chera vali jadidan dige hame chiz mano yade Nazanin mindaze
hata shel silver stin …
ye ketab ke az in nevisande bood behem dadebood bekhoonam
shayad 4- 5 sal pish …
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۸ ب.ظ
حالا من چه کنم اینجا از این کتابا نیستش؟؟
اخ اخ اخ
منم هیچ مدرسه دوس نداشتم،یعنی فقط دبستان با دانشگاه،اون وسط رو باید کاملا فاکتور گرفت
مهر ۲م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۵ ق.ظ
منم نخوندم این کتاب رو اما با این تفاسیر بدم نمیاد
مهر ۲م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۲۸ ب.ظ
بابا دوستداره عمو شلی… بعدشم حسادت خوب نیست حدیث جونم… :-دی :-دی :-دی
مهر ۲م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۶ ب.ظ
..بعضی کتابایی رو که از بچگی میخونیم برا همیشه مثه یه اسطوره تو ذهنمون میمونن من کتاب آلیس در سرزمین عجایب و زیبای خفته رو خیلی دوست داشتم.
مهر ۳م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۳۱ ق.ظ
واقعاً کتابهای شل سبک جالب و قشنگی دارن.
ممنون بابت هدیه پرارزشت.
مهر ۳م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۶ ب.ظ
واسه همسترهات شعر بخون جواب میده
مهر ۴م, ۱۳۸۶ at ۸:۳۱ ق.ظ
سلام خانومی. طاعت و عبادتت قبول. خوب هستی؟ آره منم واقعا کتابهای شل رو دوست دارم اما از یثربی هنوز چیزی نخوندم… سعی میکنم یادم بمونه. واسه همسترات اسم چی گذاشتی؟ حالشون خوبه؟