خیلی وقت بود هوس حافظ رو داشتم! ولی موقعیتش نبود تا امروز. کتاب حافظی رو آقای خاتمی سره عقدمون بهم داد خیلی دوسش دارم.
اینم فالی که گرفتم.
منم که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز
نیازمند بلاگو رخ از غبار مشوی که کیمیای مرادست خاک کوی نیاز
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
طهارت ار نهبه خون و جگر کند عاشق به قول مفتی عشقش درست نیست نماز
درین مقام مجازی بجز پیاله مگیر درین سراچه بازیچه غیرِ عشق مباز
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی که کید دشمنت از جان و جسم دارد باز
فکند زمزمه عشق در حجازو عراق
نوای بانگ غزلهای حافظ از شیراز











مهر ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۵۷ ق.ظ
شعرهای حافظ هرکدومش ۱۰۰۰ تا خاطره داره واسه آدم…
مهر ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۷ ق.ظ
سلام خانوم گل
با شاعر شهر ما عشق می کنی… من نیز هم
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی و جام رفت
…
موید باشی
مهر ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۸ ق.ظ
جوجو هات خوبن؟
مامان شد؟
مهر ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۱:۱۳ ب.ظ
حافظ هست شیراز و با صفا بودن و … :دی :دی
آذر ۲۰م, ۱۳۸۶ at ۵:۱۹ ب.ظ
من عاشق حافظم . شعر قشنگی برات اومده . خوش به حالت …
مرسی