می بینی تو رو خدا، وبلاگم داره گل منگولی تر میشه! واسم نخند، دوست دارم ژیگولتر بشه تا روزه عروسیم. عشق عکس عروس شدم شـدید. حالا کی این جو گرفتگی تموم میشه؟! نمیدونم.

یادتون هست، گفتم خدا میدونه باز چه بلایی قراره سرم بیاد! صادقم دیشب دستشو با چاقو خیلی بد جور برید، اینقدر خون رفت که داشتم ضعف می کردم، خلاصه با چند تا بخیه خونش بند اومد، اینقد دلم سوخت واسـش !!!!!!!!!! خیلی درد داشت. ایشالله هر چی زودتر خوب میشی صادقم. (
 ![]()
پ.ن: این روزشمار بالا رو هم نیلوی مهربونم بهم پیشنهاد داد! نیلو دوسته جدیدمه که وحشتناک مهربونه.










