خدا به دادمون برسه

خرداد

۰۲

دیروز با خواهر شوهرم رفتم سراغ لباس عروس، بعد از اینکه کلی اینور اونور چرخیدیم، یه لباس سفارش دادم. حسابی گشنمون شده بود! تصمیم گرفتیم بریم یه ساندویچی چیزی بخوریم!  رفتیم تو پیتزا فروشی. هنوز کیفمو رو میز نزاشته بودم که یا آقای ریشو و پیراهن رو شلواری با یه بی سیم گفت: شما دو تا بیاین بیرون! ما هم خیلی ریلکس پاشدیم، با خودم داشتم فک میکردم کجای تیپمون ناجوره که داره ما رو بین اون همه ادم بلند میکنه؟!  خلاصه بلند شدیم و داشتیم می رفتیم به طرفش که گفت: شما نه :-o ، شما بشینین، خانوم تو پاشو بیا!  

یک دختر خانومی که درست پشته سره ما نشسته بود و بلند کرد و برد!  حسابی همه شکه شده بودن! از من و خواهرشوهرم گرفته تا همه افرادی که اونجا بودن. این برادر ریشو مثه اینکه آخونده که صبح با لباس آخوندی پا میشه میره بیرون و بعد از ظهرا هم با لباس شخصی میافته دنبال خانوما، اونم تو فروشگاهها و کافی شاپا و رستورانا. من که از کاراشون سر در نمیارم! یکی با وضع بسیار افتضاحی میاد بیرون و خیلی راحت میگرده، از چشمشون دور میمونه، یکی دیگه که صد بار بهتر از دخترای جلف سره خیابون لباس میپوشه رو میگیرن می برن! خدا به داد جوونا و این مملکتمون برسه! :-s

شخصی
حدیثه این پست رو در خرداد ۲, ۱۳۸۶ منتشر کرد!

۱ نفر تاحالا نظر خودش رو گفته! شما چی؟! »

  • افشین در 2008.08.31 گفت:

    شما خودشو ناراحت نکن

    چـشــــــم :D