Daisypath Next Aniversary Ticker
Sad Eye Never Lie » 1385 » بهمن
بهمن ۲۵

دوستت میدارم دوستم داشته باش

عمق احساس مرا تو بدانی ای کاش

دوستت میدارم از خودم بیشترت

خویش میدانمت از هر کسی خویش ترت

تو به من نزدیکی بیشتر از هر کس

به من از من حتی به من از خون و نفس

پ.ن: این دومین باریه که صادق جون :* ولنتاین من میشه! یه بار قبل از ازدواج و حالا بعد از ازدواج  به امید اینکه در هر حال محبت به دیگران هدیه کنیم

بهمن ۱۷

دیروز ساعت نزدیک ۵ بود که کلاس پرورش قارچ تموم شد. دم در آموزشگاه منتظر صادق بودم تا بیاد دنبالم٬ یهو دخترخاله جونم برگشت گفت: راستی میدونی امروز روزه… چی می گن ….همون که ماله عاشقاست همون روزه.

وای یهویی حالم گرفته شد!گفتم شوخـــــی نکنمگه میشه…نه بابا امروز نیستا!!!

چند تا از دوستا هم اومدن جلو و گفتن آره امروزه. درسته دیگه امروز باید باشه! منم هی با حرفاشون اعصابم بیشتر خورد می شد و ناراحت از اینکه چرا یادم رفت و هیچ کاری نکردمتا صادق اومد منم هی تو راه آه می کشیدم! وای که چه عذاب آور بود نزدیک خونه که رسیدیم بهش گفتم اگه گفتی امروز چه روزیه؟ گفت: ۱۶ آذر٬فردا تولده!گفتم نه!یه چیزه دیگه بگو.تا گفت: نه!کی گفته؟امروز نیست ۱۴ فوریه٬امروز نیستا!

اول یکم ذوق کردمتا اینکه تقویم رو نگاه کرد و بهم گفت که درست گفته!

خیالم راحت شدُ فقط دلم واسه یکی از همکلاسیا سوخت٬تو راه قرار بود برای آقای همسرش هدیه بگیره و بره خونه! امروز قیافش دیدنی میشه

پ.ن: یه وقت ولینتاین فراموش نکنینا! :X

بهمن ۱۰

در این هنگام

آسمان را ناظر بودم

به یاد دل گرفته خود افتادم!

                                   چه حکمتیست؟!

                                   چه رابطه ایست؟!

دل من گرفته بود٬ آسمان نیز گرفت.

چشم من اشک بار بود٬ آسمان بارید.

خدایا چیست میان من و تو؟

                                     من اینجا

                                      تو آنجا

در این هیاهوی خلقت این آمدن و رفتن برای چیست؟

می خواهم رهایم کنی…. از این سرشتگی!

برایم بگو:

از خلقتم٬ از عشقم٬ از مرگم…..

                                           به دنبال چه هستم؟!

بهمن ۲

قدر این لحظه کوتاه را بدانید و عصاره هر لحظه را بگیرید.

این لحظه٬ به زودی خواهد مرد!

خوب یا بد٬ هرگز با همان شکل برنخواهد گشت                 « گیوند ولین بروکس »