Daisypath Next Aniversary Ticker
Sad Eye Never Lie » 1385 » تیر
تیر ۲۶

افتاد

آن سان که برگ

- آن اتفاق زرد -

می افتد

افتاد

آن سان که مرگ

- آن اتفاق سرد -

می افتد

اما

او سبز بود و گرم که

افتاد.

:)

تیر ۲۴

روز مادر مبارک!

تیر ۲۲

نفس کشید زمین٬ ما چرا نفس نکشیم؟!

:X

تیر ۲۰

میشه…

این بر میگرده به موضوع عشق یکطرفه…برخلاف همه کسانی که میگن عشق یکطرفه مسخره است…

باید بگم من فکر میکنم..اصلا عشق واقعی یک طرفه است…

چون ..فارغ از انکه اون طرف عاشق شما هست یا نه…شما این عشق یکطرفه رو داری…عاشقی که معشوقش رو میپرسته…اون رو به خاطر خود شخص معشوق. چیزی که در اون میبینه دوست داره..نه به خاطر اینکه اون شخص مال اون بشه…

به خاطر همین یک عاشق حقیقی حتی اگر معشوقش با شخص دیگه ای پیمان ببنده…و حتی عاشق او هم نباشه..اون رودوست داره…تا آخر عمر..

چرا؟

چون این خیلی خودخواهیه که کسی رو دوست داشته باشی به خاطر اینکه او هم تو رو دوست داشته باشه.تو اون رو دوست داری..به خاطر خودش..و به خاطر همینی که هست…با هر که میخواد باشه..و با هر که میخواد زندگی کنه..

پس به این نتیجه میرسیم که اصل عشق از دلبستگی هم جداست اگر این دلبستگی باعث حس تملک در فرد بشه…دیگه عشقی در کارنیست..در نهایت اینکه..بله میشه..خوبم میشه…ما او رو رها میکنیم که به سرنوشتی که خودش انتخاب میکنه..بره…

و در عین حال تا ابد عاشقش هستیم..بلا شرط…دلبسته نیستیم..بلکه وارسته و آزاده هستیم..

البته.دلبستگی اگر خودخواهی به بار نیاره در نوع خودش بد نیست..


مامان حدیث..نگفتم ازاین سوالا نکن؟…امشب چراغ کوچه پشتی خاموشه…بچه ها شام غریبون گرفتن…قرصای قلب منو ندیدی؟…به گمانم دلبستگی ماژور من داره عود میکنه.

 

پ.ن ۱:مرسی شاهین عزیز!

پ.ن ۲:خسته شدم از دسته بلاگفا کم‌کم داره طاقتم تموم میشه!

تیر ۱۹

آقا اجازه!!

یه سوالی داشتم!

- میشه عاشق کسی شد و دوستش داشت٬ اما بهش دل نبست؟ :-/

 

پ.ن ۱:مهسا جون از دیروز خواستم که آپ کنم و تولدتو تبریک بگم٬ ولی نشد!اما حالا اشکالی ندارهولی دیروز با هم بودیم خیلی خوب بود!

تولدت مبارک مهسای گلم! :X:*

تیر ۱۳

بودن را تاب ندارم

شدن را توان

بهای سنگین زندگی را به قیمت دلم پرداختم

و تو ….

کاش می‌دانستی که چقدر تنهایم                          " صادق هدایت "

 

پ.ن ۱: استعدادهای ناشکفته‌م داره شکوفا میشه! چه طوره ؟ :D

پ.ن ۲:بعضی وقتا آدم حرفی نزنه بهتره ٬ چون ممکنه با گفتنش دلش بیشتر بشکنه !

پ.ن ۳:شرمنده همه دوستان نظر میزارم٬ ثبت نمیشه!

تیر ۹

این بار میخوام یکمی شفاف سازی بکنم.

من حدیث هستم !  یه دختر "مهسا" و یه پسر گل "شاهین" دارم که خیلی دوسشون دارم (یه رازی داره که بماند!). ولی نمیدونم چرا دیگه لقب مامان بزرگ هم به من میدن ؟؟!

دستتونم درد نکنه بابت نظراتی که دادین و منو راهنمایی کردین به قول فهیمه عزیز "تا دیر نشده یه دقیقه به خودت نگاه کن و اطرافت رو ببین" چـــشـــم  دیدم ٬ بیشتر هم میبینم ! شبلی هم گفته که باید ببینماینم به روی چــشــم!

پ.ن۱: مهسای گلم من نمیدونستم پنج شنبه کجایی !

پ.ن۲: پسر گله من٬ شبلی میگه کرایه خونه زیاده! نمیتونیم اسباب کشی کنیم کوچه پشتی ! حالا به نظرت باید چی کار کنیم؟ نمیشه خونمون رو بچرخونیم؟ دوست ندارم کوچه منطق روبه روم باشه

پ.ن۳: دلم مسافرت میخواد! یه عالمه هم دلم مسافرت میخواد! لعنت به هرچی کلاسه٬ دوست دارم برم :((

Page 1 of 212»