ماه یه دختر خوشکله
که تو آسمون میون ستاره ها زندگی می کنه
و اون ابر پیر٬ یه پیره مرده
که از اون دور دورا عاشق ماهه ٬ از اون دور دورا عاشق ماهه.
وقتی ماه خانوم از اون بالا به ابر لبخند می زنه
ابر پیر سر از پا نمی شناسه و برای اون آواز می خونه
و این آواز در اصل همون رعده ٬ که ما می شنویم٬
عزیزم آیا نمی شنوی ٬ این آواز همون رعده؟
بعضی شبا که آسمون صافه ٬ وقتی که ماه صدای ابر رو می شنوه دیگه در نمیاد
و از گونه های ابر اشک سرازیر می شه
و این همون بارونه که می باره٬
عزیزم آیا نمی تونی حس کنی که این اشک همون بارونه که می باره؟
و وقتی که شب کم کم داره تموم میشه
و ابر می بینه که ماه داره می ره
به آسمون یه بوسه می فرسته
و این همون باده که می وزه
عزیزم این رو نمی تونی حس کنی ٬ که این بوسه همون باده که می وزه؟
تا اونجا که من میدونم
عشق مثل آسمون ابریه
و اون ابر پیر تو آسمون
همون قدر تو عشق شانس داره که من دارم.










