ماه

ماه یه دختر خوشکله

که تو آسمون میون ستاره ها زندگی می کنه

و اون ابر پیر٬ یه پیره مرده

که از اون دور دورا عاشق ماهه ٬ از اون دور دورا عاشق ماهه.

وقتی ماه خانوم از اون بالا به ابر لبخند می زنه

ابر پیر سر از پا نمی شناسه و برای اون آواز می خونه

و این آواز در اصل همون رعده ٬ که ما می شنویم٬

عزیزم آیا نمی شنوی ٬ این آواز همون رعده؟

بعضی شبا که آسمون صافه ٬ وقتی که ماه صدای ابر رو می شنوه دیگه در نمیاد

و از گونه های ابر اشک سرازیر می شه

و این همون بارونه که می باره٬

عزیزم آیا نمی تونی حس کنی که این اشک همون بارونه که می باره؟

و وقتی که شب کم کم داره تموم میشه

و ابر می بینه که ماه داره می ره

به آسمون یه بوسه می فرسته

و این همون باده که می وزه

عزیزم این رو نمی تونی حس کنی ٬ که این بوسه همون باده که می وزه؟

 تا اونجا که من میدونم

عشق مثل آسمون ابریه

و اون ابر پیر تو آسمون

همون قدر تو عشق شانس داره که من دارم.

قسمت نظرات بسته است.