Daisypath Next Aniversary Ticker
Sad Eye Never Lie » 1384 » دی
دی ۲۴

بیست و پنج دقیقه مهلت

برای اینکه دوستت بدارم

بیست و پنج دقیقه مهلت

برای اینکه دوستم بداری

بیست و پنج دقیقه مهلت برای عشق

زمان کوتاهی است ……

با این همه

من بیست و پنج دقیقه از عمرم را کنار می گذارم ،

تا به تو فکر کنم

تو هم اگر فرصت داری

بیست و پنج دقیقه

فقط بیست و پنج دقیقه به من فکر کن!….

بیا بیست و پنج دقیقه از عمرمان را برای همدیگر پس انداز کنیم

;;)

دی ۲۳

برداشت ۱ :

پنجره ای هست اما

دستی نیست که

آن را باز کند.

 

برداشت ۲ :

پنجره نیست اما

دستی هست که آن را باز کند.

 

برداشت ۳ :

دست مرده است.

دی ۲۰

امروز خیلی جالب بود .

 یکی از آدمایی که نمی خواستم هیچی تو این وبلاگم ازش بگم چون واقعا ارزش نداره ، ایمیلشو که

 واسه یکی دیگه فرستاده بود خوندم.

 " حتی عرضه نداشت خودش به من بگه یا اینکه واسه خودم میل کنه "

 اول کلی شوکه شدم ، بعد خندم گرفت.  اصلا ارزش نداره که ناراحت باشم یا به این قضیه مسخره فکر کنم.

 بعضی از آدما خیلی درک و فهمشون پایینه هر جور می خوای باهاشون راحت کنار بیای بدونه اینکه ضرری ببینن ( حالا هر نوع ضرری که میشه فکرشو کرد ) حالیشون نمیشه در آخر هم مجبوری بخاطر اینکه حالیشون کنی به زور بقبولونی که اره این قضیه ( به دروغ ) اینجوریه .

 کلی سنگ روی یخ کنی تا بکشه کنار .

 اخه آدم چرا باید اینجوری بکنه تا برخورده بدی داشته باشی باهاشون ؟؟؟؟؟؟

 من خودم هیچ دوست ندارم اینجوری برخورد کنم به غیر از اینکه طرف مقابل کاری کنه که به قولی به

 سیم آخر بزنم و نهایتش دروغ بگم ( که بعدش راستشو می گم  چون واقعا تحمل دروغ رو ندارم . )

 چون جز ضایع شدن چیزی نداره ……………….

 از تمومه کساییکه دارن اینو می خونن خواهش می کنم ، خواهش می کنم اینقدر اصرار بی جا برای  رسیدن به هدف خودتون نکنین وقتی که فایده نداره اصرار واسه چیه؟؟ شاید نرسیدن به هدف قابل هضمتر باشه در مقابل یه برخوردی که خوردتون کنه.

 و در آخر:  :D

        باید به اون شخصه مورده نظر بگم

                                                  Sad-eye-never-lie  چشم غمگین هرگز دروغ نمی گه .

دی ۱۸

خیلی خیلی خیلی حالم خوبه

اینم از جواب چرای من   بالاخره پیداش کردمولی نمیشه گفت

بعده شاید بگم یه ماه این اولین شبیه که خیلی خوشحالم

احساسه خوبی دارم

من می تــــــــــــــــــــــــــــــــــونم        تو هم می تـــــــــــــــــــــــــــــــــونی   

خوشحالم خوشحال

احساسه خوبی دارم

همه دوستای گلم رو دوست دارم 

همه رو ………………

چه اونایی که باهاش مستقیماْ در ارتباطم

" عاطی " دوست جونه گلم که مثله خواهرمه و با تموم وجود دوسش دارم.

" ابی ، آقا میثم ، عباس ، علی مو قشنگ " برو بچه پارسیا 

 آقای جم " صادق " دوسته عزیزم که تازه چند ماهی باهاش اشنا شدم .

و چه بقیه دوستام تو این دنیای مجازی چت و اینترنت

" اقبال " که یکی از دوستای قدیمیه منه از همون اوایل چت باهاش اشنا شدم 

و تمومه دوستای وبلاگ نویسم که جدیدا باهاشون اشنا شدم

مخصوصا اقا " بهروز " دوست جونه جدیدم  که خیلی ما رو ترسوند، خودش می دونه چی دارم میگم.

خلاصه من می تونم عوض شم ……….. به قوله همونی که اولین نفری بود که بهم گفت

                         همتون دوست دارم  ،  هم رو لاو دارم

                         از همتون ممنونم به خاطره کمکی که کردین

                        شاید خودتونم ندونین ولی خیلی کمکم کردین

 :*

دی ۱۷

روزی من زبانِ گُل ها را می دانستم 

روزی هر آنچه را که کرم ابریشم می گفت می فهمیدم .

روزی من پنهانی به پر حرفی سارها می خندیدم .

                             و در بستر خود

به گفتگو با پروانه ها می نشستم .

روزی من همه پرسش های زنجره ها را می شنیدم

                             و پاسخ می گفتم.

با هر دانه برفی که به زمین افتاد و هنگام مُردن می گریست

                             من هم می گریستم.

روزی من زبان گُل ها را می دانستم….. .

                             چگونه بود آن زبان ؟

                             چگونه بود؟

                             ؟؟؟؟؟

                             ؟؟؟

                             ؟

دی ۱۵

و اگر می خوای که این دنیای پیر به کارش ادامه بده ،

باز هم باید دوست داشت.

:)

دی ۸

کاش می شد سکوت را در هم شکست و از حصار تنهایی گریخت.

خسته ام

خسته از این همه نیرنگ و فریب

که همچون بغضی درون تنهایی ام خانه کرده

:(

Page 1 of 212»